the engineer studied the cracklines on the bridge support.
مهندس آن را روی پشتیbrace پل مورد مطالعه قرار داد.
small cracklines began to appear in the dry plaster.
شکافهای کوچک در گچ خشک ظاهر شدند.
we need to fix the cracklines in the basement wall.
باید شکافهای پایه را در دیوار زیرزمینی تعمیر کنیم.
aging often causes cracklines in old oil paintings.
پیر شدن معمولاً باعث ایجاد شکافها در نقاشیهای روغنی قدیمی میشود.
the inspector noted several deep cracklines in the metal beam.
معاین کننده چند شکاف عمیق در تیر فولادی را یادداشت کرد.
miners look for quartz cracklines to find gold veins.
کارگران معادن به دنبال شکافهای کوارتز برای یافتن رگهای طلا هستند.
the mechanic spotted fatigue cracklines near the engine mount.
تکنسیونی شکافهای خستگی را در نزدیکی میله موتور مشاهده کرد.
excessive pressure formed cracklines along the pipe joints.
فشار زیاد شکافهایی را در اتصالات لولهها ایجاد کرد.
you should seal those cracklines before painting the ceiling.
قبل از رنگ کردن سقف، باید آن شکافها را بپوشانید.
severe frost caused cracklines to spread across the pavement.
فروز شدید باعث گسترش شکافها در روستا شد.
the glaze exhibits fine cracklines typical of this period.
این گلاز شکافهای ظریفی را نشان میدهد که مربوط به این دوره است.
rapid temperature changes created cracklines in the glass.
تغییرات سریع دمایی شکافهایی در شیشه ایجاد کرد.
the engineer studied the cracklines on the bridge support.
مهندس آن را روی پشتیbrace پل مورد مطالعه قرار داد.
small cracklines began to appear in the dry plaster.
شکافهای کوچک در گچ خشک ظاهر شدند.
we need to fix the cracklines in the basement wall.
باید شکافهای پایه را در دیوار زیرزمینی تعمیر کنیم.
aging often causes cracklines in old oil paintings.
پیر شدن معمولاً باعث ایجاد شکافها در نقاشیهای روغنی قدیمی میشود.
the inspector noted several deep cracklines in the metal beam.
معاین کننده چند شکاف عمیق در تیر فولادی را یادداشت کرد.
miners look for quartz cracklines to find gold veins.
کارگران معادن به دنبال شکافهای کوارتز برای یافتن رگهای طلا هستند.
the mechanic spotted fatigue cracklines near the engine mount.
تکنسیونی شکافهای خستگی را در نزدیکی میله موتور مشاهده کرد.
excessive pressure formed cracklines along the pipe joints.
فشار زیاد شکافهایی را در اتصالات لولهها ایجاد کرد.
you should seal those cracklines before painting the ceiling.
قبل از رنگ کردن سقف، باید آن شکافها را بپوشانید.
severe frost caused cracklines to spread across the pavement.
فروز شدید باعث گسترش شکافها در روستا شد.
the glaze exhibits fine cracklines typical of this period.
این گلاز شکافهای ظریفی را نشان میدهد که مربوط به این دوره است.
rapid temperature changes created cracklines in the glass.
تغییرات سریع دمایی شکافهایی در شیشه ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید