crashers

[ایالات متحده]/ˈkræʃə/
[بریتانیا]/ˈkræʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که بدون دعوت به میهمانی یا رویداد می‌رود؛ یک ضربه ناگهانی و شدید

عبارات و ترکیب‌ها

party crasher

حضور ناخوانده در مهمانی

wedding crasher

حضور ناخوانده در عروسی

event crasher

حضور ناخوانده در رویداد

crasher course

دوره خرابکاری

crasher mentality

ذهنیت خرابکارانه

crasher alert

هشدار حضور ناخوانده

crasher ticket

بلیط خرابکاری

crasher culture

فرهنگ خرابکاری

crasher behavior

رفتار خرابکارانه

crasher group

گروه خرابکار

جملات نمونه

the party crasher was quickly escorted out by security.

حضور ناخوانده مهمانی به سرعت توسط امنیت از آنجا بیرون برده شد.

he was known as the crasher of every wedding he attended.

او به عنوان کسی که در هر مهمانی عروسی که شرکت می‌کرد، شناخته می‌شد.

don't be a crasher; rsvp to the event.

حضور ناخوانده نباشید؛ برای شرکت در رویداد ثبت نام کنید.

the crasher made a scene at the concert.

حضور ناخوانده در کنسرت صحنه آفرینی کرد.

she felt like a crasher at the exclusive gathering.

او در آن جمع خصوصی احساس می‌کرد که یک حضور ناخوانده است.

he was labeled a crasher after sneaking into the vip area.

او پس از ورود مخفیانه به منطقه وی آی به عنوان یک حضور ناخوانده برچسب خورد.

the crasher tried to blend in with the crowd.

حضور ناخوانده سعی کرد با جمعیت ترکیب شود.

it's rude to be a crasher at someone's celebration.

بدی است که در جشن کسی حضور ناخوانده باشید.

party crashers can ruin the fun for everyone.

حضور ناخوانده مهمانی می‌تواند سرگرمی را برای همه خراب کند.

the crasher was caught on camera during the event.

حضور ناخوانده در طول رویداد توسط دوربین ضبط شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید