party crasher
حضور ناخوانده در مهمانی
wedding crasher
حضور ناخوانده در عروسی
event crasher
حضور ناخوانده در رویداد
crasher course
دوره خرابکاری
crasher mentality
ذهنیت خرابکارانه
crasher alert
هشدار حضور ناخوانده
crasher ticket
بلیط خرابکاری
crasher culture
فرهنگ خرابکاری
crasher behavior
رفتار خرابکارانه
crasher group
گروه خرابکار
the party crasher was quickly escorted out by security.
حضور ناخوانده مهمانی به سرعت توسط امنیت از آنجا بیرون برده شد.
he was known as the crasher of every wedding he attended.
او به عنوان کسی که در هر مهمانی عروسی که شرکت میکرد، شناخته میشد.
don't be a crasher; rsvp to the event.
حضور ناخوانده نباشید؛ برای شرکت در رویداد ثبت نام کنید.
the crasher made a scene at the concert.
حضور ناخوانده در کنسرت صحنه آفرینی کرد.
she felt like a crasher at the exclusive gathering.
او در آن جمع خصوصی احساس میکرد که یک حضور ناخوانده است.
he was labeled a crasher after sneaking into the vip area.
او پس از ورود مخفیانه به منطقه وی آی به عنوان یک حضور ناخوانده برچسب خورد.
the crasher tried to blend in with the crowd.
حضور ناخوانده سعی کرد با جمعیت ترکیب شود.
it's rude to be a crasher at someone's celebration.
بدی است که در جشن کسی حضور ناخوانده باشید.
party crashers can ruin the fun for everyone.
حضور ناخوانده مهمانی میتواند سرگرمی را برای همه خراب کند.
the crasher was caught on camera during the event.
حضور ناخوانده در طول رویداد توسط دوربین ضبط شد.
party crasher
حضور ناخوانده در مهمانی
wedding crasher
حضور ناخوانده در عروسی
event crasher
حضور ناخوانده در رویداد
crasher course
دوره خرابکاری
crasher mentality
ذهنیت خرابکارانه
crasher alert
هشدار حضور ناخوانده
crasher ticket
بلیط خرابکاری
crasher culture
فرهنگ خرابکاری
crasher behavior
رفتار خرابکارانه
crasher group
گروه خرابکار
the party crasher was quickly escorted out by security.
حضور ناخوانده مهمانی به سرعت توسط امنیت از آنجا بیرون برده شد.
he was known as the crasher of every wedding he attended.
او به عنوان کسی که در هر مهمانی عروسی که شرکت میکرد، شناخته میشد.
don't be a crasher; rsvp to the event.
حضور ناخوانده نباشید؛ برای شرکت در رویداد ثبت نام کنید.
the crasher made a scene at the concert.
حضور ناخوانده در کنسرت صحنه آفرینی کرد.
she felt like a crasher at the exclusive gathering.
او در آن جمع خصوصی احساس میکرد که یک حضور ناخوانده است.
he was labeled a crasher after sneaking into the vip area.
او پس از ورود مخفیانه به منطقه وی آی به عنوان یک حضور ناخوانده برچسب خورد.
the crasher tried to blend in with the crowd.
حضور ناخوانده سعی کرد با جمعیت ترکیب شود.
it's rude to be a crasher at someone's celebration.
بدی است که در جشن کسی حضور ناخوانده باشید.
party crashers can ruin the fun for everyone.
حضور ناخوانده مهمانی میتواند سرگرمی را برای همه خراب کند.
the crasher was caught on camera during the event.
حضور ناخوانده در طول رویداد توسط دوربین ضبط شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید