crassest

[ایالات متحده]/kræs/
[بریتانیا]/kræs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار; احمق; بی ادب.

عبارات و ترکیب‌ها

crass behavior

رفتار بی‌فرهنگی

crass remarks

اظهارات بی‌ادبانه

display crass behavior

نشان دادن رفتار بی‌فرهنگی

crass attitude

حرفه‌ای بی‌فرهنگ

crass manners

رفتار و آداب بی‌فرهنگ

جملات نمونه

an act of crass stupidity.

یک عمل مضحکانه و بی‌فرهنگی

the crass assumptions that men make about women.

تصورات بی فکرانه مردان در مورد زنان.

a crass ambulance-chaser who flacks himself in TV ads.

یک تعقیب کننده آمبولانس بی ادب که خود را در تبلیغات تلویزیونی تبلیغ می کند.

Crass materialism causes people to forget spiritual values.

مادی‌گرایی بی‌فرهنگ باعث می‌شود مردم ارزش‌های معنوی را فراموش کنند.

it was unbecoming for a university to do anything so crass as advertising its wares.

برای یک دانشگاه انجام هر کار بی‌فرهنگی مانند تبلیغ کالاهای خود نامناسب بود.

The problem is that to really satirise racism, you have to be clever and this wasn't.It was just crass and stupid.

مشکل اینجاست که برای واقعاً مسخره کردن نژادپرستی، باید باهوش باشید و اینطور نبود. فقط بی‌فرهنگ و احمقانه بود.

In their pages Americans were often portrayed as crass, loud, bumptious.

در صفحات آنها، آمریکایی ها اغلب به عنوان بی‌فرهنگ، بلند و خودخواه به تصویر کشیده می شدند.

I didn’t want any part of this silly reception. It was all so crass.

من نمی‌خواستم در این مهمانی احمقانه هیچ نقشی داشته باشم. همه چیز خیلی بی‌فرهنگ بود.

" the guest says: "Do not say other issue, it is the lackey of your home only, have crass clothes again, have flossy clothes again, if is other issue not costlier?

" مهمان می گوید: "نگویید مسئله دیگر، این فقط خادمی خانه شماست، دوباره لباس های بی فرهنگ بپوشید، دوباره لباس های پُر زرق و برق بپوشید، اگر مسئله دیگری گران تر نباشد؟

نمونه‌های واقعی

To make a crass example, that's what these tours were.

برای اینکه مثالی مبتذل بزنم، این دقیقا همان تورها بود.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

The tone of political debate can rarely have been as crass and poisonous as it is today.

لحن بحث‌های سیاسی به ندرت به اندازه مبتذل و سمی امروز بوده است.

منبع: Dominance Issue 3 (March 2018)

It all seems to be a little bit crass at the moment and to me it seems to be getting worse.

در حال حاضر همه چیز کمی مبتذل به نظر می‌رسد و به نظر من بدتر هم می‌شود.

منبع: 6 Minute English

Oh, Penny, where do I begin? The simple-mindedness of your idea is exceeded only by its crass consumerism and banality.

اوه، پنی، از کجا شروع کنم؟ سادگی‌طلبی ایده شما تنها با مصرف‌گرایی مبتذل و کلیشه‌ای آن پشت سر گذاشته می‌شود.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

Yes, but it sounds so crass when she says it.

بله، اما وقتی او آن را می‌گوید خیلی مبتذل به نظر می‌رسد.

منبع: Movie trailer screening room

We are short-tempered, vain, deceitful, crass, sentimental, woolly, cold, over-emotional and chaotic.

ما زودرنج، خودخواه، فریبکار، مبتذل، احساساتی، پشمالو، سرد، بیش از حد احساساتی و آشفته هستیم.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

You don't tell kids a tale that crass!

شما به بچه‌ها داستانی آنقدر مبتذل نمی‌گویید!

منبع: himym09

Imagine being such a brilliant philosopher and yet such a crass idiot!

تصور کنید که شما یک فیلسوف باهوش هستید و با این حال یک احمق مبتذل هستید!

منبع: Sophie's World (Original Version)

To prolong it for commercial reasons would be crass and inorganic.

طولانی کردن آن به دلایل تجاری مبتذل و غیرطبیعی خواهد بود.

منبع: BoJack Horseman Season 3

He recently skipped a Summit of the Americas in Los Angeles and calls the US support for Ukraine a 'crass error.'

او اخیراً یک اجلاس آمریکا در لس آنجلس را نادیده گرفت و حمایت ایالات متحده از اوکراین را یک 'اشتباه مبتذل' نامید.

منبع: AP Listening Collection August 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید