tactless

[ایالات متحده]/'tæktlɪs/
[بریتانیا]/'tæktləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد حساسیت یا مهارت در برخورد با دیگران؛ دست و پا چلفتی

جملات نمونه

a tactless person remark

اظهار نظر یک فرد بی‌ملاحظه

a tactless reference to her illness

اشاره بی ملاحظه به بیماری او

I was rather tactless me to ask such a question.

من کمی بی‌ملاحظه بودم که چنین سوالی پرسیدم.

His tactless words had incurred his father’s deep displeasure.

حرف‌های بی‌ملاحظه او باعث خشم عمیق پدرش شد.

She is well-intentioned, but her tactless manner tends to get people's backs up.

او با نیت خوب است، اما رفتار بی‌ملاحظه‌اش باعث بالا رفتن ناراحتی مردم می‌شود.

He made a tactless comment during the meeting.

او در طول جلسه یک اظهار نظر بی‌ملاحظه‌ای کرد.

She has a reputation for being tactless in social situations.

او به داشتن رفتاری بی‌ملاحظه در موقعیت‌های اجتماعی معروف است.

Being tactless can often lead to misunderstandings.

بی‌ملاحظه بودن اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

His tactless behavior offended many people at the party.

رفتار بی‌ملاحظه او باعث ناراحتی بسیاری از افراد در مهمانی شد.

It's important to think before speaking to avoid being tactless.

قبل از صحبت کردن فکر کنید تا از بی‌ملاحظه بودن خودداری کنید.

She regretted her tactless response to the sensitive topic.

او پاسخ بی‌ملاحظه خود به موضوع حساس را پشیمان بود.

The diplomat's tactless remarks caused a diplomatic incident.

اظهارات بی‌ملاحظه دیپلمات باعث یک حادثه دیپلماتیک شد.

Tactless jokes can sometimes hurt people's feelings.

گاهی اوقات شوخی‌های بی‌ملاحظه می‌تواند باعث ناراحتی دیگران شود.

She often speaks without thinking and comes across as tactless.

او اغلب بدون فکر صحبت می‌کند و بی‌ملاحظه به نظر می‌رسد.

He's known for his tactless honesty.

او به خاطر صداقت بی‌ملاحظه‌اش معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید