| جمع | cratchits |
poor cratchit
کراچیت فقیر
the cratchits
کراچیتها
cratchit family
خانواده کراچیت
cratchit children
فرزندان کراچیت
little cratchit
کراچیت کوچک
cratchit boy
پسر کراچیت
cratchit father
پدر کراچیت
tiny cratchit
کراچیت بسیار کوچک
cratchit home
خانه کراچیت
old cratchit
کراچیت سالمند
bob cratchit worked diligently for mr. scrooge.
بوب کریچیت با حرص و هیجان برای آقای سکروج کار میکرد.
the cratchit family gathered for christmas dinner.
خانواده کریچیت برای عصر غذای عید غیره جمع شدند.
tiny tim was the youngest member of the cratchit household.
تاینی تیم جوانترین عضو خانواده کریچیت بود.
mrs. cratchit prepared a wonderful feast.
خانم کریچیت یک جلسه غذای بسیار زیبایی آماده کرد.
the cratchit home was small but filled with love.
خانه کریچیت کوچک بود اما پر از عشق بود.
bob cratchit earned a modest living.
بوب کریچیت درآمدی متوسط داشت.
the cratchit children were well-behaved and polite.
کودکان کریچیت به خوبی رفتار میکردند و لطیف بودند.
tiny tim inspired the cratchit family with his hope.
تاینی تیم با امیدش خانواده کریچیت را الهام بخشید.
mr. scrooge visited the cratchit family on christmas day.
آقای سکروج در روز عید به خانواده کریچیت بازدید کرد.
the cratchit family celebrated christmas together every year.
خانواده کریچیت هر ساله عید را با هم جشن میگرفتند.
bob cratchit wished for better wages for his family.
بوب کریچیت امیدوار بود که حقوق بهتری برای خانوادهاش داشته باشد.
the cratchit house was warm despite the winter cold.
خانه کریچیت گرم بود در حالی که سردی زمستانی وجود داشت.
poor cratchit
کراچیت فقیر
the cratchits
کراچیتها
cratchit family
خانواده کراچیت
cratchit children
فرزندان کراچیت
little cratchit
کراچیت کوچک
cratchit boy
پسر کراچیت
cratchit father
پدر کراچیت
tiny cratchit
کراچیت بسیار کوچک
cratchit home
خانه کراچیت
old cratchit
کراچیت سالمند
bob cratchit worked diligently for mr. scrooge.
بوب کریچیت با حرص و هیجان برای آقای سکروج کار میکرد.
the cratchit family gathered for christmas dinner.
خانواده کریچیت برای عصر غذای عید غیره جمع شدند.
tiny tim was the youngest member of the cratchit household.
تاینی تیم جوانترین عضو خانواده کریچیت بود.
mrs. cratchit prepared a wonderful feast.
خانم کریچیت یک جلسه غذای بسیار زیبایی آماده کرد.
the cratchit home was small but filled with love.
خانه کریچیت کوچک بود اما پر از عشق بود.
bob cratchit earned a modest living.
بوب کریچیت درآمدی متوسط داشت.
the cratchit children were well-behaved and polite.
کودکان کریچیت به خوبی رفتار میکردند و لطیف بودند.
tiny tim inspired the cratchit family with his hope.
تاینی تیم با امیدش خانواده کریچیت را الهام بخشید.
mr. scrooge visited the cratchit family on christmas day.
آقای سکروج در روز عید به خانواده کریچیت بازدید کرد.
the cratchit family celebrated christmas together every year.
خانواده کریچیت هر ساله عید را با هم جشن میگرفتند.
bob cratchit wished for better wages for his family.
بوب کریچیت امیدوار بود که حقوق بهتری برای خانوادهاش داشته باشد.
the cratchit house was warm despite the winter cold.
خانه کریچیت گرم بود در حالی که سردی زمستانی وجود داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید