cratchits

[ایالات متحده]/ˈkrætʃɪts/
[بریتانیا]/ˈkrætʃɪts/

ترجمه

v. به منتقد کردن؛ حاضر (سوم شخص تکثیری) - cratchits؛ گذشته - cratchited؛ حاضر فاعلی - cratchiting؛ گذشته فاعلی - cratchited
n. منتقدیت

عبارات و ترکیب‌ها

the cratchits

کرچیت‌ها

cratchits ate

کرچیت‌ها خوردند

cratchits have

کرچیت‌ها دارند

poor cratchits

کرچیت‌های فقیر

cratchits dinner

شام کرچیت‌ها

cratchits were

کرچیت‌ها بودند

the cratchits'

کرچیت‌ها

cratchits came

کرچیت‌ها آمدند

cratchits' home

خانه کرچیت‌ها

happy cratchits

کرچیت‌های خوشبخت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید