creamiest

[ایالات متحده]/'kriːmɪ/
[بریتانیا]/'krimi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی چربی شیر؛ رنگ خامه؛ دارای بافتی نرم و ضخیم.

عبارات و ترکیب‌ها

creamy texture

بافت کرمی

a creamy sauce

یک سس کرمی

creamy dessert

دسر کرمی

creamy consistency

یکنسجانس کرمی

creamy flavor

طعم کرمی

smooth and creamy

صاف و کرمی

creamy soup

سوپ کرمی

rich and creamy

غنی و کرمی

جملات نمونه

a thick, creamy dressing.

یک سس غلیظ و خامه‌ای.

a glop of creamy dressing.

یک تکه سس خامه‌ای.

a canopy of waxen, creamy blooms.

سقف پوشیده از گل‌های مومی و خامه‌ای

clusters of creamy-white flowers.

خوشه‌های گل کرمی-سفید

It tastes deliciously creamy.

طعم آن خوشمزه و خامه‌ای است.

strips of granite are interlaid with creamy Sardinian sardo.

نوارهای گرانیت با ساردو خامه‌ای سردینی با هم بافته شده‌اند.

Beat the mixture well , until it is light and creamy.

مخلوط را خوب هم بزنید تا سبک و خامه‌ای شود.

Stir the mixture until it looks creamy.

مخلوط را هم بزنید تا به نظر خامه‌ای برسد.

Despite its very low fat content, it is deliciously creamy.

با وجود محتوای بسیار کم چربی، خوشمزه و خامه‌ای است.

when the powder is mixed with water it becomes a creamy white paste.

وقتی پودر با آب مخلوط می‌شود، به یک خمیر سفید خامه‌ای تبدیل می‌شود.

4.   Keep adding ladlefuls of stock, stirring and almost massaging the creamy starch out of the rice, allowing each ladleful to be absorbed before adding the next.

4.   به تدریج آب گوشت را اضافه کنید، هم بزنید و تقریباً نشاسته خامه‌ای را از برنج خارج کنید و اجازه دهید هر پیمانه قبل از اضافه کردن پیمانه بعدی جذب شود.

Incorporating natural extracts of Soapwort and Lily, and essential oils of Rosemary and Lavender, Creamy Mousse Cleanser &Makeup Remover is an original soap-free, rinse-off formula.

با ترکیب عصارهای طبیعی از صبرآویز و نیلوفر، و روغن‌های ضروری رزماری و اسطوخودوس، پاک‌کننده و پاک‌کننده آرایش موس کرمی یک فرمول اصلی بدون صابون و قابل شستشو است.

Gelati, gourmet pizza, creamy pasta and tira misu. All washed down with red wine or champagne. I must have put on 10 kgs this week.

ژلاتو، پیتزای گوروما، پاستای خامه‌ای و تیرا میسو. همه با شراب قرمز یا شامپاین نوشیده شد. حتماً این هفته 10 کیلوگرم اضافه کرده‌ام.

Palate: Zesty flavors aromas of tropical fruit such as kiwi, gooseberry, pineapples and mangos with a hint of grassiness are complemented by creamy citrus notes.

طعم: طعم‌های تند و معطر میوه‌های استوایی مانند کیوی، زغال اختاپانی، آناناس و گواوا با کمی طعم علفی با نت‌های مرکبات خامه‌ای تکمیل می‌شوند.

Serving &Food Match Suggestion: Essentially a fine-food wine, with caviar, snails, carpaccio, paté, crayfish (Cape rock lobster), prawns, langoustine, mussels, perlemoen (abalone) and creamy cheese.

پیشنهاد تطبیق غذا و نوشیدنی: اساساً یک شراب خوب با غذا، با کویار، حلزون، کارپاچیو، پاته، خرچنگ (میگو صخره کیپ)، میگو، لانگوستین، صدف، پرلمون (آب‌نبات) و پنیر خامه‌ای.

Shrubs evergreen or sometimes semievergreen; branchlets and pedicels not setose. Leaf blade adaxially glabrous; corolla creamy yellow, lined and flushed rose on outside. Fl. May–Jun.

بوته‌های همیشه سبز یا گاهی نیمه‌همیشه سبز؛ شاخه‌ها و ساقه گل‌ها بدون پرز. پرده برگ ازادیاکسیاعی صاف؛ تاج‌ریزی زرد کرمی، با خطوط و صورتی در بیرون. Fl. May–Jun.

Rigorously selected from reserve lots, grapes were cold fermented and the resulting unwooded wine aged "surlie" to enhance complexity and give a creamy mouthfeel.

با دقت از بین دسته‌های رزرو انتخاب شد، انگورها به روش سرد تخمیر شدند و شراب حاصل بدون چوب‌خواری به روش «سورلی» رسید تا پیچیدگی را افزایش دهد و حس خامه‌ای در دهان ایجاد کند.

نمونه‌های واقعی

Creamy foods are smooth, soft, and thick.

غذاهای خامه‌ای نرم، لطیف و غلیظ هستند.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

First, on our texture list, we have creamy.

اولین مورد در لیست بافت ما، خامه‌ای است.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

They're all high cheekbones and creamy skin.

همه آنها گونه‌های برجسته و پوستی خامه‌ای دارند.

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

A creamy sauce poured from the wand tip as she stirred.

یک سس خامه‌ای از نوک چوب جادو در حالی که او هم می‌زد، جاری شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

I also tend to avoid, like, sauces, creamy sauces.

من نیز معمولاً سعی می‌کنم از سس‌ها، به خصوص سس‌های خامه‌ای، اجتناب کنم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

It's just solid, it's just so creamy.

کاملاً جامد است، آنقدر خامه‌ای است.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

So it gets quite creamy and quite to say gooey.

بنابراین کاملاً خامه‌ای و تا حدی چسبناک می‌شود.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Well, it's a creamy, buttery sauce, isn't it?

خب، یک سس خامه‌ای و کره ای است، اینطور نیست؟

منبع: Gourmet Base

What a creative culinary creamy adventure we've been on.

چه ماجراجویی خامه‌ای و خلاقانه آشپزی‌ای را تجربه کرده‌ایم.

منبع: Gourmet Base

It just gives it that lovely, creamy kind of texture.

فقط به آن بافتی زیبا و خامه‌ای می‌دهد.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید