credendum

[ایالات متحده]/krɪˈdɛndəm/
[بریتانیا]/krɪˈdɛndəm/

ترجمه

n. چیزی که باید باور شود؛ یک باور یا دکترین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

credendum belief

اعتقاد

credendum principle

اصل

credendum doctrine

عقیده

credendum faith

ایمان

credendum tenet

موضع

credendum assertion

ادعا

credendum concept

مفهوم

credendum idea

ایده

credendum statement

بیانیه

credendum value

ارزش

جملات نمونه

in matters of faith, credendum is essential.

در مسائل ایمان، اعتقاد ضروری است.

the concept of credendum varies across cultures.

مفهوم اعتقاد در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

credendum should be based on personal experience.

اعتقاد باید بر اساس تجربه شخصی باشد.

for many, credendum is a guiding principle.

برای بسیاری، اعتقاد یک اصل راهنما است.

understanding credendum can lead to deeper insights.

درک اعتقاد می‌تواند منجر به بینش‌های عمیق‌تر شود.

credendum plays a significant role in community bonding.

اعتقاد نقش مهمی در ایجاد پیوند اجتماعی ایفا می‌کند.

philosophers often debate the nature of credendum.

فیلسوفان اغلب درباره ماهیت اعتقاد بحث می‌کنند.

in religion, credendum is often taken on faith.

در مذهب، اعتقاد اغلب بر اساس ایمان پذیرفته می‌شود.

credendum can influence moral decision-making.

اعتقاد می‌تواند بر تصمیم‌گیری اخلاقی تأثیر بگذارد.

people's credendum shapes their worldview.

اعتقاد مردم جهان‌بینی آن‌ها را شکل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید