assent

[ایالات متحده]/əˈsent/
[بریتانیا]/əˈsent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ابراز تأیید یا توافق
n. تأیید یا توافق

عبارات و ترکیب‌ها

give assent

تایید کردن

royal assent

تایید سلطنتی

جملات نمونه

She nodded in assent to the proposal.

او با تایید به پیشنهاد اشاره کرد.

The board members gave their assent to the new policy.

اعضای هیئت مدیره با تایید خود به سیاست جدید رای دادند.

He gave a slight nod of assent.

او با تکان دادن سر کوچک خود به تایید اشاره کرد.

The committee needs your assent before proceeding with the plan.

کمیته نیاز به تایید شما قبل از ادامه طرح دارد.

The team leader waited for everyone's assent before announcing the decision.

رهبر تیم قبل از اعلام تصمیم منتظر تایید همه بود.

I need your assent before I can finalize the agreement.

من به تایید شما نیاز دارم قبل از اینکه بتوانم قرارداد را نهایی کنم.

The judge asked the defendant to give assent to the plea deal.

قاضی از متهم خواست تا با توافق لایحه موافقت کند.

The students all showed assent by raising their hands.

دانشجویان با بالا بردن دست خود تایید را نشان دادند.

She hesitated before finally giving her assent to the proposal.

او قبل از تایید نهایی پیشنهاد کمی مکث کرد.

The shareholders' assent is crucial for the company's future direction.

تایید سهامداران برای جهت آینده شرکت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید