credendums

[ایالات متحده]/krɪˈdɛndəmz/
[بریتانیا]/krɪˈdɛndəmz/

ترجمه

n. اعتقادات یا دکترین‌هایی که بر اساس ایمان پذیرفته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

credendums of faith

اعتقادات ایمان

credendums in belief

اعتقادات در باور

credendums of trust

اعتقادات اعتماد

credendums of knowledge

اعتقادات دانش

credendums of truth

اعتقادات حقیقت

credendums in faith

اعتقادات در ایمان

credendums of reason

اعتقادات عقل

credendums of hope

اعتقادات امید

credendums of love

اعتقادات عشق

credendums of justice

اعتقادات عدالت

جملات نمونه

many people hold various credendums about life after death.

بسیاری از افراد باورها و نظرات مختلفی در مورد زندگی پس از مرگ دارند.

credendums can shape our understanding of the world around us.

باورها می‌توانند درک ما از جهان اطراف شکل دهند.

his credendums were challenged during the debate.

باورهای او در طول بحث مورد چالش قرار گرفتند.

people often have different credendums based on their upbringing.

افراد اغلب بر اساس تربیت خود باورهای متفاوتی دارند.

the community's credendums influenced their response to the crisis.

باورهای جامعه بر نحوه پاسخگویی آنها به بحران تأثیر گذاشت.

understanding credendums can help in conflict resolution.

درک باورها می‌تواند به حل اختلافات کمک کند.

her credendums about health were informed by years of research.

باورهای او در مورد سلامتی بر اساس سال‌ها تحقیق شکل گرفته بود.

credendums often play a vital role in shaping societal norms.

باورها اغلب نقش مهمی در شکل دادن به هنجارهای اجتماعی ایفا می‌کنند.

he questioned the credendums of his peers during the discussion.

او باورهای همسالان خود را در طول بحث زیر سوال برد.

our credendums can significantly affect our decision-making processes.

باورهای ما می‌توانند به طور قابل توجهی بر فرآیندهای تصمیم‌گیری ما تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید