credit-cards

[ایالات متحده]/ˈkrɛdɪt kɑːd/
[بریتانیا]/ˈkrɛdɪt kɑrd/

ترجمه

n. یک کارت پلاستیکی کوچک که توسط یک بانک صادر می‌شود و به دارنده‌اش اجازه می‌دهد تا کالا یا خدمات را به اعتبار خریداری کند.

عبارات و ترکیب‌ها

credit-card debt

بدهی کارت اعتباری

credit-card payment

پرداخت کارت اعتباری

جملات نمونه

i need to apply for a credit-card to build my credit history.

من نیاز دارم برای ساختن سابقه اعتباری برای کارت اعتبادی درخواست کنم.

she swiped her credit-card at the checkout counter.

او کارت اعتبادی خود را در پیشخوان پرداخت کشید.

he used his credit-card to book a hotel room online.

او از کارت اعتبادی خود برای رزرو یک اتاق هتل به صورت آنلاین استفاده کرد.

make sure to pay your credit-card bill on time each month.

مطمئن شوید که هر ماه به موقع قبض کارت اعتبادی خود را پرداخت کنید.

the restaurant accepted visa and mastercard credit-card payments.

رستوران پرداخت‌های کارت اعتبادی ویزا و مسترکارت را قبول کرد.

i'm trying to reduce my credit-card debt as quickly as possible.

من سعی دارم بدهی کارت اعتبادی خود را تا حد امکان سریعتر کاهش دهم.

she lost her credit-card and immediately reported it to the bank.

او کارت اعتبادی خود را گم کرد و بلافاصله آن را به بانک گزارش کرد.

check your credit-card statement for any unauthorized charges.

صورتحساب کارت اعتبادی خود را برای هرگونه هزینه غیرمجاز بررسی کنید.

he earned reward points on his credit-card for every purchase.

او برای هر خرید امتیازهای پاداش در کارت اعتبادی خود به دست آورد.

the credit-card limit is the maximum amount you can spend.

محد کارت اعتبادی حداکثر مبلغی است که می توانید خرج کنید.

she compared different credit-card offers before applying.

او قبل از اقدام به درخواست، پیشنهادات مختلف کارت اعتبادی را مقایسه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید