creepss

[ایالات متحده]/kriːps/
[بریتانیا]/kriːps/

ترجمه

n. بیماری کمبود فسفر، راشیتیسم
v. به آرامی و به آرامی حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

creepss up

بالا رفتن

creepss in

وارد شدن

creepss out

بیرون رفتن

creepss along

همراه شدن

creepss back

بازگشتن

creepss away

دور شدن

creepss over

روی چیزی رفتن

creepss through

عبور کردن

creepss past

عبور کردن از کنار

creepss around

دور زدن

جملات نمونه

at night, the sound of creeps fills the air.

در طول شب، صدای خزنده ها هوا را پر می‌کند.

she felt creeps down her spine when she entered the dark room.

وقتی وارد اتاق تاریک شد، احساس کرد که خزنده ها در ستون فقراتش وجود دارند.

the horror movie gave me serious creeps.

فیلم ترسناک باعث شد که من به شدت احساس خزنده کنم.

he always gets creeps when he walks alone at night.

وقتی شب‌ها تنها راه می‌رود، همیشه احساس خزنده می‌کند.

the thought of spiders gives her the creeps.

فکر کردن به عنکبوت‌ها باعث می‌شود که او احساس خزنده کند.

there are creeps lurking in the shadows.

خزنده ها در سایه‌ها کمین کرده اند.

he loves to tell stories that give people the creeps.

او عاشق تعریف کردن داستان‌هایی است که باعث می‌شود مردم احساس خزنده کنند.

the abandoned house always gives me the creeps.

خانه متروکه همیشه به من احساس خزنده می‌دهد.

walking through the graveyard at night gives me the creeps.

قدم زدن در گورستان در شب به من احساس خزنده می‌دهد.

she gets creeps from the old photograph.

عکس قدیمی به او احساس خزنده می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید