a notched edge
لبهٔ دندهدار
notched impact strength
مقاومت ضربهٔ دندهدار
notched specimen
نمونهٔ دندهدار
notched beam
بار دندهدار
notched the score on a stick.
امتیاز را روی یک چوب نشانه گذاری کرد.
she notched her belt tighter.
او کمربند خود را محکم تر بست.
notched 30 wins in a single season.
در یک فصل، 30 برد کسب کرد.
The team notched up their 3rd victory in a row.
تیم توانست سومین پیروزی متوالی خود را کسب کند.
Torino notched up a 2-1 win at Lazio.
تورینو با نتیجه 2-1 مقابل لاتزیو پیروز شد.
he notched up fifteen years' service with the company.
او پانزده سال سابقه کار در شرکت را کسب کرد.
He notched up ten points in the first five minutes of the game.
او در پنج دقیقه اول بازی ده امتیاز کسب کرد.
employees who had notched up decades of faithful service.
کارمندانی که دههها خدمت وفادانه را به دست آورده بودند.
Petals white, oblong to ovate, base clawlike, apex notched and slightly incurved.
گلبرگ ها سفید، بیضی تا تخم مرغی، پایه با قلبیتی، نوک دندانه دار و کمی خمیده.
The notched impact strength of the material was also increased with the in-creasing of laurolactam content.
مقاومت ضربه دندانه دار ماده نیز با افزایش محتوای لورولاکتام افزایش یافت.
he notched up five kills although Fighter Command downrated them to four probables.
او پنج کشته را کسب کرد، اگرچه فرماندهی جنگنده آنها را به چهار احتمال کاهش داد.
Petals white, obovate or subround, base cuneate, apex notched with small incurved lobule, outer petals in umbellule sometimes enlarged (radiant).
گلبرگ ها سفید، تخم مرغی یا تقریباً گرد، پایه هرمی، نوک دندانه دار با لوبک کوچک و معکوس، گلبرگ های بیرونی در چترک گاهی بزرگ (درخشان).
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید