cribber

[ایالات متحده]/ˈkrɪbə/
[بریتانیا]/ˈkrɪbər/

ترجمه

n. کسی که سرقت ادبی می‌کند یا تقلب می‌کند؛ سارق ادبی؛ تقلب‌کننده
Word Forms
جمعcribbers

عبارات و ترکیب‌ها

cribber alert

هشدار مربوط به تقلب

cribber behavior

رفتار تقلب‌کار

cribber culture

فرهنگ تقلب

cribber detection

تشخیص تقلب

cribber software

نرم‌افزار تقلب

cribber policy

سیاست مربوط به تقلب

cribber tactics

تاکتیک‌های تقلب

cribber issue

مشکل مربوط به تقلب

cribber warning

هشدار تقلب

cribber incident

واقعه تقلب

جملات نمونه

he is known as a cribber among his peers.

او به عنوان یک کپی‌بردار در بین همسالانش شناخته می‌شود.

the teacher caught the cribber during the exam.

معلم کپی‌بردار را در حین امتحان دستگیر کرد.

many students resort to being a cribber to pass their classes.

بسیاری از دانش‌آموزان برای قبولی در کلاس‌های خود به کپی‌برداری متوسل می‌شوند.

she doesn't want to be labeled a cribber.

او نمی‌خواهد به عنوان یک کپی‌بردار شناخته شود.

the cribber copied answers from his classmate.

کپی‌بردار از پاسخ‌های دوست کلاسش کپی کرد.

being a cribber can lead to serious consequences.

کپی‌برداری می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he tried to hide his identity as a cribber.

او سعی کرد هویت خود را به عنوان یک کپی‌بردار پنهان کند.

the school has strict rules against cribbers.

مدرسه قوانین سختگیرانه‌ای علیه کپی‌برداران دارد.

she was accused of being a cribber after the test.

او پس از امتحان به کپی‌برداری متهم شد.

cribbers often face academic penalties.

کپی‌برداران اغلب با مجازات‌های تحصیلی مواجه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید