| جمع | cribbers |
cribber alert
هشدار مربوط به تقلب
cribber behavior
رفتار تقلبکار
cribber culture
فرهنگ تقلب
cribber detection
تشخیص تقلب
cribber software
نرمافزار تقلب
cribber policy
سیاست مربوط به تقلب
cribber tactics
تاکتیکهای تقلب
cribber issue
مشکل مربوط به تقلب
cribber warning
هشدار تقلب
cribber incident
واقعه تقلب
he is known as a cribber among his peers.
او به عنوان یک کپیبردار در بین همسالانش شناخته میشود.
the teacher caught the cribber during the exam.
معلم کپیبردار را در حین امتحان دستگیر کرد.
many students resort to being a cribber to pass their classes.
بسیاری از دانشآموزان برای قبولی در کلاسهای خود به کپیبرداری متوسل میشوند.
she doesn't want to be labeled a cribber.
او نمیخواهد به عنوان یک کپیبردار شناخته شود.
the cribber copied answers from his classmate.
کپیبردار از پاسخهای دوست کلاسش کپی کرد.
being a cribber can lead to serious consequences.
کپیبرداری میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he tried to hide his identity as a cribber.
او سعی کرد هویت خود را به عنوان یک کپیبردار پنهان کند.
the school has strict rules against cribbers.
مدرسه قوانین سختگیرانهای علیه کپیبرداران دارد.
she was accused of being a cribber after the test.
او پس از امتحان به کپیبرداری متهم شد.
cribbers often face academic penalties.
کپیبرداران اغلب با مجازاتهای تحصیلی مواجه میشوند.
cribber alert
هشدار مربوط به تقلب
cribber behavior
رفتار تقلبکار
cribber culture
فرهنگ تقلب
cribber detection
تشخیص تقلب
cribber software
نرمافزار تقلب
cribber policy
سیاست مربوط به تقلب
cribber tactics
تاکتیکهای تقلب
cribber issue
مشکل مربوط به تقلب
cribber warning
هشدار تقلب
cribber incident
واقعه تقلب
he is known as a cribber among his peers.
او به عنوان یک کپیبردار در بین همسالانش شناخته میشود.
the teacher caught the cribber during the exam.
معلم کپیبردار را در حین امتحان دستگیر کرد.
many students resort to being a cribber to pass their classes.
بسیاری از دانشآموزان برای قبولی در کلاسهای خود به کپیبرداری متوسل میشوند.
she doesn't want to be labeled a cribber.
او نمیخواهد به عنوان یک کپیبردار شناخته شود.
the cribber copied answers from his classmate.
کپیبردار از پاسخهای دوست کلاسش کپی کرد.
being a cribber can lead to serious consequences.
کپیبرداری میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he tried to hide his identity as a cribber.
او سعی کرد هویت خود را به عنوان یک کپیبردار پنهان کند.
the school has strict rules against cribbers.
مدرسه قوانین سختگیرانهای علیه کپیبرداران دارد.
she was accused of being a cribber after the test.
او پس از امتحان به کپیبرداری متهم شد.
cribbers often face academic penalties.
کپیبرداران اغلب با مجازاتهای تحصیلی مواجه میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید