criminalisms

[ایالات متحده]/ˈkrɪmɪnəlɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈkrɪmɪnəlɪzəmz/

ترجمه

n. نظریه‌ها یا دوئالیت‌های مربوط به جرم یا عدالت پسندی جرمی

جملات نمونه

the sociologist studied the criminalisms prevalent in urban youth subcultures.

روانشناس از جرایمی که در زیر فرهنگ جوانان شهری رایج است، مطالعه کرد.

he wrote a detailed thesis on the criminalisms of the nineteenth century.

او یک پایان نامه جزئیات‌بردار درباره جرایم قرن نوزدهم نوشت.

the detective was familiar with every nuance of local criminalisms.

دétektیو با هر جزئیات جرایم محلی آشنا بود.

rising criminalisms in the district alarmed the residents.

افزایش جرایم در این منطقه ساکنین را نگران کرد.

the book explores the criminalisms depicted in victorian literature.

این کتاب جرایمی که در ادبیات دوره ویکتوریا نمایش داده شده‌اند را بررسی می‌کند.

social workers are trying to curb juvenile criminalisms.

کارکنان اجتماعی سعی در کاهش جرایم جوانان دارند.

various criminalisms were categorized in the police report.

جرایم مختلف در گزارش پلیس دسته‌بندی شدند.

psychologists analyzed the criminalisms associated with gang membership.

روان‌شناسان جرایمی که با عضویت در گروه‌های جوانان مرتبط است را تحلیل کردند.

the lawyer argued that his client's actions did not constitute serious criminalisms.

دادگستری مدعی شد که اقدامات مشتری او جرایم جدی را تشکیل نمی‌دهد.

history is full of examples of state-sponsored criminalisms.

تاریخ پر از نمونه‌های جرایمی است که توسط دولت تشویق شده‌اند.

the novel vividly portrays the criminalisms of the london underworld.

این رمان جرایم زیرزمینی لندن را به طور زیبایی نمایش می‌دهد.

effective policing requires understanding the root causes of criminalisms.

پلیسی مؤثر نیاز به درک علل اصلی جرایم دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید