cringed

[ایالات متحده]/krɪndʒd/
[بریتانیا]/krɪndʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عقب کشیدن یا عقب نشینی کردن، اغلب به خاطر ترس یا نفرت

عبارات و ترکیب‌ها

cringed in embarrassment

از خجالت شرمنده شدم

cringed in fear

از ترس منقبض شدم

cringed with discomfort

از ناراحتی منقبض شدم

cringed in horror

از وحشت منقبض شدم

cringed with embarrassment

از خجالت شرمنده شدم

جملات نمونه

she cringed at the thought of public speaking.

او با شنیدن این فکر درباره سخنرانی در جمع، منقبض شد.

he cringed when he saw the embarrassing photos.

او با دیدن عکس‌های خجالت‌آور، منقبض شد.

the audience cringed during the awkward silence.

مخاطبان در طول سکوت ناخوشایند، منقبض شدند.

they cringed at the terrible joke.

آنها با شنیدن شوخی وحشتناک، منقبض شدند.

she cringed when her friend sang off-key.

او با دیدن اینکه دوستش نامناسب آواز می‌خواند، منقبض شد.

he cringed as he watched the cringe-worthy movie.

او در حالی که فیلم ناخوشایند را تماشا می‌کرد، منقبض شد.

we all cringed at the awkward moment during the meeting.

ما همه در آن لحظه ناخوشایند در طول جلسه، منقبض شدیم.

she cringed when her parents shared embarrassing stories.

او با شنیدن داستان‌های خجالت‌آور والدینش، منقبض شد.

he cringed at the thought of failing the exam.

او با فکر کردن به شکست در امتحان، منقبض شد.

the teacher cringed at the student's lack of preparation.

معلم با کمبود آمادگی دانش‌آموز، منقبض شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید