cringles

[ایالات متحده]/ˈkrɪŋl/
[بریتانیا]/ˈkrɪŋl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چشمی یا حلقه‌ای برای محکم کردن یک طناب؛ حلقه یا چشمی در لبه یک بادبان

عبارات و ترکیب‌ها

cringle knot

گره کرینگل

cringle loop

حلقه کرینگل

cringle eye

چشم کرینگل

cringle strap

بند کرینگل

cringle fitting

اتصال کرینگل

cringle hitch

گره کرینگل

cringle line

طناب کرینگل

cringle fastener

سنجاق کرینگل

cringle looped

حلقه دار کرینگل

cringle point

نقطه کرینگل

جملات نمونه

he tied a cringle in the rope for better grip.

او یک حلقه در طناب برای گرفتن بهتر بست.

the sailor used a cringle to secure the sail.

ملوان از یک حلقه برای محکم کردن بادبان استفاده کرد.

we need to add a cringle to the tent for stability.

ما نیاز داریم یک حلقه به چادر برای استحکام اضافه کنیم.

she noticed a cringle in the fabric of her dress.

او یک حلقه در پارچه لباسش دید.

the cringle made it easier to adjust the line.

حلقه تنظیم طناب را آسان تر کرد.

he carefully threaded the rope through the cringle.

او با دقت طناب را از داخل حلقه عبور داد.

they added a cringle to the edge of the tarp.

آنها یک حلقه به لبه برزنت اضافه کردند.

the cringle helped to secure the load on the truck.

حلقه به محکم کردن بار روی کامیون کمک کرد.

using a cringle can prevent the rope from slipping.

استفاده از یک حلقه می تواند از لغزش طناب جلوگیری کند.

he fashioned a cringle to attach the hook.

او یک حلقه برای اتصال قلاب درست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید