crinions

[ایالات متحده]/ˈkrɪnɪən/
[بریتانیا]/ˈkrɪnɪən/

ترجمه

n. نقطه میانی خط مو در پیشانی

عبارات و ترکیب‌ها

crinion bone

استخوان کرینیون

crinion area

ناحیه کرینیون

crinion structure

ساختار کرینیون

crinion point

نقطه کرینیون

crinion measurement

اندازه گیری کرینیون

crinion position

موقعیت کرینیون

crinion region

منطقه کرینیون

crinion analysis

تجزیه و تحلیل کرینیون

crinion feature

ویژگی کرینیون

crinion aspect

جنبه کرینیون

جملات نمونه

crinions are often used in theatrical performances.

کراینیون‌ها اغلب در اجراهای تئاتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.

she wore a beautiful crinion for the wedding.

او یک کرینیون زیبا برای عروسی پوشید.

crinions can add elegance to any hairstyle.

کراینیون‌ها می‌توانند ظرافت را به هر مدل مویی اضافه کنند.

the designer showcased crinions in her latest collection.

طراح، کرینیون‌ها را در آخرین مجموعه خود به نمایش گذاشت.

many brides choose crinions for their special day.

عروس‌های زیادی کرینیون‌ها را برای روز خاص خود انتخاب می‌کنند.

crinions can be made from various materials.

کراینیون‌ها را می‌توان از مواد مختلف تهیه کرد.

she carefully styled her hair with a crinion.

او با دقت موهایش را با یک کرینیون مرتب کرد.

crinions are popular among dancers for performances.

کراینیون‌ها در میان رقصندگان برای اجراها محبوب هستند.

he gifted her a beautiful crinion for her birthday.

او به عنوان هدیه تولد یک کرینیون زیبا به او داد.

crinions can transform a simple look into something special.

کراینیون‌ها می‌توانند یک ظاهر ساده را به چیزی خاص تبدیل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید