crinkles

[ایالات متحده]/ˈkrɪŋkəlz/
[بریتانیا]/ˈkrɪŋkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) چین و چروک‌ها روی پارچه یا کاغذ؛ چین و چروک‌ها
v. (سوم شخص مفرد) چین و چروک تشکیل دادن؛ (سوم شخص مفرد) چیزی را چین و چروک‌دار کردن؛ صدای خش‌خش ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

crinkles in paper

چین و چروک روی کاغذ

crinkles around eyes

چین و چروک اطراف چشم

crinkles in fabric

چین و چروک روی پارچه

crinkles on forehead

چین و چروک روی پیشانی

crinkles of laughter

چین و چروک خنده

crinkles in skin

چین و چروک روی پوست

crinkles in eyes

چین و چروک در چشم

crinkles of joy

چین و چروک شادی

crinkles in artwork

چین و چروک در آثار هنری

crinkles on page

چین و چروک روی صفحه

جملات نمونه

she smiled, and crinkles appeared around her eyes.

او لبخند زد و چین و چروک ها دور چشمانش ظاهر شدند.

the fabric crinkles easily when it is folded.

پارچه به راحتی در هنگام تا شدن چروک می شود.

he noticed the crinkles on the old map.

او چین و چروک های روی نقشه قدیمی را متوجه شد.

crinkles in the paper made it difficult to read.

چین و چروک های روی کاغذ خواندن آن را دشوار کرد.

she always crinkles her nose when she's confused.

وقتی سردرگم می شود، او همیشه بینی اش را منقبض می کند.

he tried to smooth out the crinkles in his shirt.

او سعی کرد چین و چروک های پیراهنش را صاف کند.

crinkles formed on the surface of the water.

چین و چروک ها روی سطح آب شکل گرفتند.

the crinkles in the cookie made it look homemade.

چین و چروک های روی شیرینی باعث شد که به نظر برسد خانگی است.

she loved the crinkles in her grandmother's hands.

او عاشق چین و چروک های دست مادربزرگش بود.

he couldn't help but laugh at her crinkles of laughter.

او نتوانست جلوی خنده خود را به خاطر خنده هایش بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید