crispier fries
سیبزمینی سرخکردنی تردتر
crispier skin
پوست تردتر
crispier chips
چیپس تردتر
crispier cookies
کیکهای تردتر
crispier crust
پوسته تردتر
crispier bacon
بیکن تردتر
crispier edges
لبههای تردتر
crispier lettuce
کاهوی تردتر
crispier pizza
پیتزای تردتر
crispier bread
نان تردتر
the fried chicken was crispier than i expected.
مرغ سرخ شده از آنچه انتظار داشتم، تردتر بود.
she prefers her fries to be crispier.
او ترجیح میدهد سیبزمینی سرخ کردهاش تردتر باشد.
the cookies came out crispier after baking them longer.
کیکها بعد از پختن بیشتر، تردتر شدند.
he likes his pizza crust crispier.
او دوست دارد خمیر پیتزایش تردتر باشد.
for a crispier texture, use less oil.
برای بافت تردتر، از روغن کمتری استفاده کنید.
the chef makes the spring rolls crispier by double frying.
سرآشپز با سرخ کردن دوباره، رولهای بهار را تردتر میکند.
adding breadcrumbs makes the fish crispier.
اضافه کردن نان خرد شده ماهی را تردتر میکند.
she discovered a way to make her vegetables crispier.
او راهی برای تردتر کردن سبزیجاتش کشف کرد.
the new recipe promises to deliver crispier results.
دستورالعمل جدید وعده میدهد نتایج تردتری ارائه دهد.
he always aims for crispier edges when baking.
او همیشه در هنگام پخت، به دنبال لبههای تردتر است.
crispier fries
سیبزمینی سرخکردنی تردتر
crispier skin
پوست تردتر
crispier chips
چیپس تردتر
crispier cookies
کیکهای تردتر
crispier crust
پوسته تردتر
crispier bacon
بیکن تردتر
crispier edges
لبههای تردتر
crispier lettuce
کاهوی تردتر
crispier pizza
پیتزای تردتر
crispier bread
نان تردتر
the fried chicken was crispier than i expected.
مرغ سرخ شده از آنچه انتظار داشتم، تردتر بود.
she prefers her fries to be crispier.
او ترجیح میدهد سیبزمینی سرخ کردهاش تردتر باشد.
the cookies came out crispier after baking them longer.
کیکها بعد از پختن بیشتر، تردتر شدند.
he likes his pizza crust crispier.
او دوست دارد خمیر پیتزایش تردتر باشد.
for a crispier texture, use less oil.
برای بافت تردتر، از روغن کمتری استفاده کنید.
the chef makes the spring rolls crispier by double frying.
سرآشپز با سرخ کردن دوباره، رولهای بهار را تردتر میکند.
adding breadcrumbs makes the fish crispier.
اضافه کردن نان خرد شده ماهی را تردتر میکند.
she discovered a way to make her vegetables crispier.
او راهی برای تردتر کردن سبزیجاتش کشف کرد.
the new recipe promises to deliver crispier results.
دستورالعمل جدید وعده میدهد نتایج تردتری ارائه دهد.
he always aims for crispier edges when baking.
او همیشه در هنگام پخت، به دنبال لبههای تردتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید