flabbier

[ایالات متحده]/ˈflæbiə/
[بریتانیا]/ˈflæbiər/

ترجمه

adj. دارای گوشت شل و نرم؛ اضافه وزن یا چاق

عبارات و ترکیب‌ها

flabbier than ever

چاق‌تر از همیشه

flabbier body

بدنی چاق‌تر

flabbier arms

بازوهای چاق‌تر

flabbier stomach

شکمی چاق‌تر

flabbier physique

اندامی چاق‌تر

flabbier cheeks

گونه‌های چاق‌تر

flabbier legs

پاهایی چاق‌تر

flabbier waist

کمر چاق‌تر

flabbier muscles

عضلات چاق‌تر

flabbier skin

پوست چاق‌تر

جملات نمونه

after the holidays, i feel flabbier than ever.

بعد از تعطیلات، احساس می‌کنم بیشتر از همیشه شلخته‌ام.

she noticed her arms were flabbier after months without exercise.

او متوجه شد که بعد از ماه‌های عدم ورزش، بازوهایش بیشتر شلخته شده‌اند.

eating junk food made him flabbier over the summer.

خوردن غذای ناسالم باعث شد او در طول تابستان شلخته‌تر شود.

his flabbier physique was a result of a sedentary lifestyle.

ظاهر شلخته‌تر او نتیجه یک سبک زندگی کم‌تحرک بود.

she was determined to tone her flabbier areas before the beach trip.

او مصمم بود که قبل از سفر به ساحل، قسمت‌های شلخته‌تر بدنش را سفت کند.

as he aged, he became flabbier and less active.

با افزایش سن، او شلخته‌تر و کم‌تحرکتر شد.

flabbier muscles can be a sign of not working out regularly.

عضلات شلخته‌تر می‌تواند نشانه‌ای از عدم ورزش منظم باشد.

she felt flabbier after indulging in too many desserts.

او بعد از خوردن بیش از حد دسرهای شیرین احساس شلخته‌تری کرد.

his flabbier stomach was a reminder to eat healthier.

شکم شلخته‌تر او یادآوری برای خوردن غذای سالم‌تر بود.

to avoid becoming flabbier, she started a new workout routine.

تا از شلخته شدن جلوگیری کند، او یک برنامه ورزشی جدید را شروع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید