| جمع | cristals |
cristal clear
شیشهای روشن
cristal glass
شیشه کریستال
cristal water
آب کریستال
pure cristal
کریستال خالص
cristal vase
جعبه کریستال
cristal chandelier
میش کریستال
broken cristal
کریستال شکسته
cristal beads
گردوهای کریستال
cristal clean
کریستال تمیز
like cristal
مثل کریستال
the crystal chandelier hung from the ceiling, casting rainbow reflections.
شمعه بلوری از سقف میآویزید و بازتابهای رنگهای طيف را پراش میکرد.
she looked into the crystal ball to see her future.
او به داخل کره بلوری نگاه کرد تا آیندهاش را ببیند.
the crystal vase was filled with fresh roses.
گلخانه بلوری با گلهای تازه پر شده بود.
the mountain stream had crystal clear water.
آب جریان کوه به خوبی شفاف بود.
he gave her a crystal glass for their anniversary.
او یک لیوان بلوری به او داد به مناسبت سالگردشان.
the crystal blue sky reflected in the lake.
آسمان آبی بلوری در دریاچه بازتاب یافت.
scientists studied the crystal structure of the mineral.
دانشمندان ساختار بلوری مواد معدنی را مطالعه کردند.
the lead crystal decanter was a family heirloom.
شیشهریز بلوری سربی یک اثر ارزشمند خانوادگی بود.
crystal healing is popular in some alternative medicine practices.
دربرخی رویکردهای پزشکی جایگزین، درمان با بلور محبوب است.
the 15th wedding anniversary is called the crystal anniversary.
سالگرد ۱۵ ساله ازدواج به عنوان سالگرد بلوری نامیده میشود.
swarovski crystal jewelry is known for its sparkle.
جواهرات بلوری سواروتسکی به دلیل نورانیت آن شناخته شده است.
the ice formed a beautiful crystal pattern on the window.
برف الگوی زیبایی از بلور روی پنجره تشکیل داد.
the singer wore a dress decorated with crystal beads.
خواننده لباسی پوشید که با دانههای بلوری زیبایی دکور شده بود.
the diamond had a perfect crystal cut.
الماس یک برش بلوری کامل داشت.
cristal clear
شیشهای روشن
cristal glass
شیشه کریستال
cristal water
آب کریستال
pure cristal
کریستال خالص
cristal vase
جعبه کریستال
cristal chandelier
میش کریستال
broken cristal
کریستال شکسته
cristal beads
گردوهای کریستال
cristal clean
کریستال تمیز
like cristal
مثل کریستال
the crystal chandelier hung from the ceiling, casting rainbow reflections.
شمعه بلوری از سقف میآویزید و بازتابهای رنگهای طيف را پراش میکرد.
she looked into the crystal ball to see her future.
او به داخل کره بلوری نگاه کرد تا آیندهاش را ببیند.
the crystal vase was filled with fresh roses.
گلخانه بلوری با گلهای تازه پر شده بود.
the mountain stream had crystal clear water.
آب جریان کوه به خوبی شفاف بود.
he gave her a crystal glass for their anniversary.
او یک لیوان بلوری به او داد به مناسبت سالگردشان.
the crystal blue sky reflected in the lake.
آسمان آبی بلوری در دریاچه بازتاب یافت.
scientists studied the crystal structure of the mineral.
دانشمندان ساختار بلوری مواد معدنی را مطالعه کردند.
the lead crystal decanter was a family heirloom.
شیشهریز بلوری سربی یک اثر ارزشمند خانوادگی بود.
crystal healing is popular in some alternative medicine practices.
دربرخی رویکردهای پزشکی جایگزین، درمان با بلور محبوب است.
the 15th wedding anniversary is called the crystal anniversary.
سالگرد ۱۵ ساله ازدواج به عنوان سالگرد بلوری نامیده میشود.
swarovski crystal jewelry is known for its sparkle.
جواهرات بلوری سواروتسکی به دلیل نورانیت آن شناخته شده است.
the ice formed a beautiful crystal pattern on the window.
برف الگوی زیبایی از بلور روی پنجره تشکیل داد.
the singer wore a dress decorated with crystal beads.
خواننده لباسی پوشید که با دانههای بلوری زیبایی دکور شده بود.
the diamond had a perfect crystal cut.
الماس یک برش بلوری کامل داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید