crith

[ایالات متحده]/krɪθ/
[بریتانیا]/krɪθ/

ترجمه

n. واحد وزن برای گازها؛ کرث (واحد وزن گاز)
Word Forms
جمعcriths

عبارات و ترکیب‌ها

crith level

سطح بحرانی

crith value

مقدار بحرانی

crith point

نقطه بحرانی

crith range

محدوده بحرانی

crith factor

ضریب بحرانی

crith threshold

آستانه بحرانی

crith analysis

تجزیه و تحلیل بحرانی

crith assessment

ارزیابی بحرانی

crith measurement

اندازه گیری بحرانی

جملات نمونه

she has a crith for understanding complex problems.

او استعداد درک مسائل پیچیده را دارد.

his crith in mathematics helped him win the competition.

استعداد او در ریاضیات به او کمک کرد تا در مسابقه پیروز شود.

they always have a crith for solving puzzles.

آنها همیشه استعداد حل کردن معماها را دارند.

her crith for music is evident in her performances.

استعداد او برای موسیقی در اجراهایش آشکار است.

he has a natural crith for languages.

او استعداد طبیعی برای زبان دارد.

with a crith for design, she created stunning visuals.

با داشتن استعداد طراحی، او جلوه‌های بصری خیره‌کننده ایجاد کرد.

they recognized his crith for leadership early on.

آنها زود متوجه استعداد او در رهبری شدند.

her crith for storytelling captivates her audience.

استعداد او در تعریف داستان مخاطبانش را مجذوب خود می‌کند.

he has a crith for finding innovative solutions.

او استعداد یافتن راه حل های نوآورانه را دارد.

her crith for negotiation saved the deal.

استعداد او در مذاکره باعث نجات معامله شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید