| جمع | criths |
crith level
سطح بحرانی
crith value
مقدار بحرانی
crith point
نقطه بحرانی
crith range
محدوده بحرانی
crith factor
ضریب بحرانی
crith threshold
آستانه بحرانی
crith analysis
تجزیه و تحلیل بحرانی
crith assessment
ارزیابی بحرانی
crith measurement
اندازه گیری بحرانی
she has a crith for understanding complex problems.
او استعداد درک مسائل پیچیده را دارد.
his crith in mathematics helped him win the competition.
استعداد او در ریاضیات به او کمک کرد تا در مسابقه پیروز شود.
they always have a crith for solving puzzles.
آنها همیشه استعداد حل کردن معماها را دارند.
her crith for music is evident in her performances.
استعداد او برای موسیقی در اجراهایش آشکار است.
he has a natural crith for languages.
او استعداد طبیعی برای زبان دارد.
with a crith for design, she created stunning visuals.
با داشتن استعداد طراحی، او جلوههای بصری خیرهکننده ایجاد کرد.
they recognized his crith for leadership early on.
آنها زود متوجه استعداد او در رهبری شدند.
her crith for storytelling captivates her audience.
استعداد او در تعریف داستان مخاطبانش را مجذوب خود میکند.
he has a crith for finding innovative solutions.
او استعداد یافتن راه حل های نوآورانه را دارد.
her crith for negotiation saved the deal.
استعداد او در مذاکره باعث نجات معامله شد.
crith level
سطح بحرانی
crith value
مقدار بحرانی
crith point
نقطه بحرانی
crith range
محدوده بحرانی
crith factor
ضریب بحرانی
crith threshold
آستانه بحرانی
crith analysis
تجزیه و تحلیل بحرانی
crith assessment
ارزیابی بحرانی
crith measurement
اندازه گیری بحرانی
she has a crith for understanding complex problems.
او استعداد درک مسائل پیچیده را دارد.
his crith in mathematics helped him win the competition.
استعداد او در ریاضیات به او کمک کرد تا در مسابقه پیروز شود.
they always have a crith for solving puzzles.
آنها همیشه استعداد حل کردن معماها را دارند.
her crith for music is evident in her performances.
استعداد او برای موسیقی در اجراهایش آشکار است.
he has a natural crith for languages.
او استعداد طبیعی برای زبان دارد.
with a crith for design, she created stunning visuals.
با داشتن استعداد طراحی، او جلوههای بصری خیرهکننده ایجاد کرد.
they recognized his crith for leadership early on.
آنها زود متوجه استعداد او در رهبری شدند.
her crith for storytelling captivates her audience.
استعداد او در تعریف داستان مخاطبانش را مجذوب خود میکند.
he has a crith for finding innovative solutions.
او استعداد یافتن راه حل های نوآورانه را دارد.
her crith for negotiation saved the deal.
استعداد او در مذاکره باعث نجات معامله شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید