criticalness

[ایالات متحده]/ˈkrɪtɪkəlnəs/
[بریتانیا]/ˈkrɪtɪkəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت انتقادی یا حیاتی بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high criticalness

شدت بحرانی بالا

criticalness factor

ضریب بحرانی

criticalness assessment

ارزیابی بحرانی

increased criticalness

افزایش بحرانی

criticalness level

سطح بحرانی

criticalness analysis

تجزیه و تحلیل بحرانی

perceived criticalness

بحرانیت درک شده

criticalness evaluation

ارزیابی بحرانی

overall criticalness

بحرانیت کلی

criticalness rating

رتبه بندی بحرانی

جملات نمونه

the criticalness of the situation cannot be overstated.

اهمیت این موضوع را نمی‌توان دست کم گرفت.

understanding the criticalness of deadlines is essential for success.

درک اهمیت ضرب‌الاجل‌ها برای موفقیت ضروری است.

her criticalness in decision-making often leads to better outcomes.

نقد و بررسی او در تصمیم‌گیری اغلب منجر به نتایج بهتر می‌شود.

the criticalness of teamwork is evident in achieving goals.

اهمیت کار گروهی در دستیابی به اهداف آشکار است.

we must address the criticalness of climate change now.

ما باید اکنون به اهمیت تغییرات آب و هوا رسیدگی کنیم.

his criticalness in evaluating projects is highly regarded.

نقد و بررسی او در ارزیابی پروژه‌ها بسیار مورد احترام است.

the criticalness of communication in relationships is often overlooked.

اهمیت ارتباطات در روابط اغلب نادیده گرفته می‌شود.

recognizing the criticalness of mental health is vital.

تشخیص اهمیت سلامت روان حیاتی است.

in crisis management, the criticalness of quick decisions is crucial.

در مدیریت بحران، اهمیت تصمیمات سریع بسیار مهم است.

the criticalness of proper training cannot be ignored.

اهمیت آموزش مناسب را نمی‌توان نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید