crit analysis
تحلیل انتقادی
crit review
بررسی انتقادی
crit point
نقطه انتقادی
crit theory
نظریه انتقادی
crit feedback
بازخورد انتقادی
crit response
پاسخ انتقادی
crit perspective
دیدگاه انتقادی
crit evaluation
ارزیابی انتقادی
crit discussion
بحث انتقادی
crit approach
رویکرد انتقادی
his performance received a lot of crit from the judges.
عملکرد او انتقادات زیادی از داوران دریافت کرد.
she took the crit from her peers very seriously.
او انتقادات را از همسالان خود بسیار جدی گرفت.
constructive crit can help you improve your work.
انتقادات سازنده میتواند به شما در بهبود کارتان کمک کند.
the artist welcomed crit on her latest painting.
هنرمند از انتقادات در مورد آخرین نقاشی خود استقبال کرد.
in the meeting, we discussed the crit we received last week.
در جلسه، انتقاداتی که هفته گذشته دریافت کردیم را مورد بحث قرار دادیم.
he often gives crit to help his friends grow.
او اغلب انتقاد میکند تا به دوستانش کمک کند رشد کنند.
receiving crit can be tough but is essential for growth.
دریافت انتقاد میتواند سخت باشد اما برای رشد ضروری است.
she learned to handle crit with grace and humility.
او یاد گرفت که با وقار و فروتنی با انتقاد برخورد کند.
the crit session was intense but very helpful.
جلسه انتقادات شدید بود اما بسیار مفید.
he asked for crit on his presentation skills.
او برای ارزیابی مهارتهای ارائه خود درخواست انتقاد کرد.
crit analysis
تحلیل انتقادی
crit review
بررسی انتقادی
crit point
نقطه انتقادی
crit theory
نظریه انتقادی
crit feedback
بازخورد انتقادی
crit response
پاسخ انتقادی
crit perspective
دیدگاه انتقادی
crit evaluation
ارزیابی انتقادی
crit discussion
بحث انتقادی
crit approach
رویکرد انتقادی
his performance received a lot of crit from the judges.
عملکرد او انتقادات زیادی از داوران دریافت کرد.
she took the crit from her peers very seriously.
او انتقادات را از همسالان خود بسیار جدی گرفت.
constructive crit can help you improve your work.
انتقادات سازنده میتواند به شما در بهبود کارتان کمک کند.
the artist welcomed crit on her latest painting.
هنرمند از انتقادات در مورد آخرین نقاشی خود استقبال کرد.
in the meeting, we discussed the crit we received last week.
در جلسه، انتقاداتی که هفته گذشته دریافت کردیم را مورد بحث قرار دادیم.
he often gives crit to help his friends grow.
او اغلب انتقاد میکند تا به دوستانش کمک کند رشد کنند.
receiving crit can be tough but is essential for growth.
دریافت انتقاد میتواند سخت باشد اما برای رشد ضروری است.
she learned to handle crit with grace and humility.
او یاد گرفت که با وقار و فروتنی با انتقاد برخورد کند.
the crit session was intense but very helpful.
جلسه انتقادات شدید بود اما بسیار مفید.
he asked for crit on his presentation skills.
او برای ارزیابی مهارتهای ارائه خود درخواست انتقاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید