crits

[ایالات متحده]/krɪt/
[بریتانیا]/krɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهداری یک واکنش زنجیره‌ای خودپایدار در یک راکتور هسته‌ای؛ یک ضربه بحرانی در یک بازی یا نبرد؛ عمل قضاوت یا ارزیابی

عبارات و ترکیب‌ها

crit analysis

تحلیل انتقادی

crit review

بررسی انتقادی

crit point

نقطه انتقادی

crit theory

نظریه انتقادی

crit feedback

بازخورد انتقادی

crit response

پاسخ انتقادی

crit perspective

دیدگاه انتقادی

crit evaluation

ارزیابی انتقادی

crit discussion

بحث انتقادی

crit approach

رویکرد انتقادی

جملات نمونه

his performance received a lot of crit from the judges.

عملکرد او انتقادات زیادی از داوران دریافت کرد.

she took the crit from her peers very seriously.

او انتقادات را از همسالان خود بسیار جدی گرفت.

constructive crit can help you improve your work.

انتقادات سازنده می‌تواند به شما در بهبود کارتان کمک کند.

the artist welcomed crit on her latest painting.

هنرمند از انتقادات در مورد آخرین نقاشی خود استقبال کرد.

in the meeting, we discussed the crit we received last week.

در جلسه، انتقاداتی که هفته گذشته دریافت کردیم را مورد بحث قرار دادیم.

he often gives crit to help his friends grow.

او اغلب انتقاد می‌کند تا به دوستانش کمک کند رشد کنند.

receiving crit can be tough but is essential for growth.

دریافت انتقاد می‌تواند سخت باشد اما برای رشد ضروری است.

she learned to handle crit with grace and humility.

او یاد گرفت که با وقار و فروتنی با انتقاد برخورد کند.

the crit session was intense but very helpful.

جلسه انتقادات شدید بود اما بسیار مفید.

he asked for crit on his presentation skills.

او برای ارزیابی مهارت‌های ارائه خود درخواست انتقاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید