croaked loudly
بلنداً قار قور کرد
croaked softly
به آرامی قار قور کرد
croaked in pain
درد فراوان قار قور کرد
croaked again
باز هم قار قور کرد
croaked out
بیرون قار قور کرد
croaked at night
شبها قار قور کرد
croaked weakly
به ضعف قار قور کرد
croaked in fear
از ترس قار قور کرد
croaked from joy
از خوشی قار قور کرد
croaked for help
برای کمک خواست قار قور کرد
the frog croaked loudly in the evening.
قورباغه در غروب شب با صدای بلند قار کرد.
she croaked out a tune while cooking.
او در حین آشپزی یک ملودی قار کرد.
the old man croaked a warning to the children.
مرد پیر به عنوان هشدار به کودکان قار کرد.
after the long hike, he croaked with exhaustion.
بعد از پیادهروی طولانی، او از فرط خستگی قار کرد.
the crow croaked ominously in the tree.
کلاغ به طرز شومی در درخت قار کرد.
as the sun set, the frogs began to croak.
همانطور که خورشید غروب میکرد، قورباغهها شروع به قار کردن کردند.
he croaked a few words before passing out.
او قبل از از دست دادن هوش چند کلمه قار کرد.
the singer croaked during the high notes.
خواننده در نتهای بالا قار کرد.
the tired dog croaked as it lay down.
سگ خسته همانطور که دراز میکشید قار کرد.
in the quiet night, the toads croaked softly.
در شب آرام، قورباغهها به آرامی قار کردند.
croaked loudly
بلنداً قار قور کرد
croaked softly
به آرامی قار قور کرد
croaked in pain
درد فراوان قار قور کرد
croaked again
باز هم قار قور کرد
croaked out
بیرون قار قور کرد
croaked at night
شبها قار قور کرد
croaked weakly
به ضعف قار قور کرد
croaked in fear
از ترس قار قور کرد
croaked from joy
از خوشی قار قور کرد
croaked for help
برای کمک خواست قار قور کرد
the frog croaked loudly in the evening.
قورباغه در غروب شب با صدای بلند قار کرد.
she croaked out a tune while cooking.
او در حین آشپزی یک ملودی قار کرد.
the old man croaked a warning to the children.
مرد پیر به عنوان هشدار به کودکان قار کرد.
after the long hike, he croaked with exhaustion.
بعد از پیادهروی طولانی، او از فرط خستگی قار کرد.
the crow croaked ominously in the tree.
کلاغ به طرز شومی در درخت قار کرد.
as the sun set, the frogs began to croak.
همانطور که خورشید غروب میکرد، قورباغهها شروع به قار کردن کردند.
he croaked a few words before passing out.
او قبل از از دست دادن هوش چند کلمه قار کرد.
the singer croaked during the high notes.
خواننده در نتهای بالا قار کرد.
the tired dog croaked as it lay down.
سگ خسته همانطور که دراز میکشید قار کرد.
in the quiet night, the toads croaked softly.
در شب آرام، قورباغهها به آرامی قار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید