croaked

[ایالات متحده]/krəʊkt/
[بریتانیا]/kroʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل croak؛ به زبان rough صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

croaked loudly

بلنداً قار قور کرد

croaked softly

به آرامی قار قور کرد

croaked in pain

درد فراوان قار قور کرد

croaked again

باز هم قار قور کرد

croaked out

بیرون قار قور کرد

croaked at night

شب‌ها قار قور کرد

croaked weakly

به ضعف قار قور کرد

croaked in fear

از ترس قار قور کرد

croaked from joy

از خوشی قار قور کرد

croaked for help

برای کمک خواست قار قور کرد

جملات نمونه

the frog croaked loudly in the evening.

قورباغه در غروب شب با صدای بلند قار کرد.

she croaked out a tune while cooking.

او در حین آشپزی یک ملودی قار کرد.

the old man croaked a warning to the children.

مرد پیر به عنوان هشدار به کودکان قار کرد.

after the long hike, he croaked with exhaustion.

بعد از پیاده‌روی طولانی، او از فرط خستگی قار کرد.

the crow croaked ominously in the tree.

کلاغ به طرز شومی در درخت قار کرد.

as the sun set, the frogs began to croak.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، قورباغه‌ها شروع به قار کردن کردند.

he croaked a few words before passing out.

او قبل از از دست دادن هوش چند کلمه قار کرد.

the singer croaked during the high notes.

خواننده در نت‌های بالا قار کرد.

the tired dog croaked as it lay down.

سگ خسته همانطور که دراز می‌کشید قار کرد.

in the quiet night, the toads croaked softly.

در شب آرام، قورباغه‌ها به آرامی قار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید