crocus

[ایالات متحده]/'krəʊkəs/
[بریتانیا]/'krokəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زعفران؛ پودر زعفران

جملات نمونه

The crocus is a herald of spring.

زنبق، بشارتی برای بهار است.

crocuses sprouted up from the grass.

زنبق‌ها از علف سر بیرون آمدند.

the crocus and other messengers of spring.

زنبق و سایر پیام‌آوران بهار.

this species of crocus naturalizes itself very easily.

این گونه زنبق به راحتی خود را در طبیعت جا می‌یابد.

Tiny crocuses peeked through the snow in March.

زنبق‌های کوچک در ماه مارس از زیر برف سر بیرون زدند.

The crocus flowers bloomed in the garden.

گل‌های زنبق در باغ شکوفا شدند.

She planted crocus bulbs in the fall.

او در پاییز پیاز زنبق کاشت.

The crocus is a symbol of spring.

زنبق نماد بهار است.

I picked a bouquet of crocuses for the table.

من دسته گل زنبق برای روی میز چیدم.

The crocus is a delicate flower.

زنبق یک گل ظریف است.

Crocuses are often seen as a sign of hope.

زنبق‌ها اغلب به عنوان نشانه امیدی دیده می‌شوند.

The crocus is a popular choice for early spring gardens.

زنبق یک انتخاب محبوب برای باغ‌های اوایل بهار است.

The crocus blooms in a variety of colors.

زنبق در رنگ‌های مختلف شکوفا می‌شود.

She painted a beautiful picture of crocuses in a field.

او یک نقاشی زیبا از زنبق‌ها در یک مزرعه کشید.

The crocus is a common sight in many gardens.

زنبق یک منظره رایج در بسیاری از باغ‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید