cros

[ایالات متحده]/krɒs/
[بریتانیا]/krɔːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازمان تحقیقات قراردادی؛ شرکتی که خدمات تحقیقاتی را به صورت خارج از قرارداد به صنایع دارو، فناوری زیستی و دستگاههای پزشکی ارائه میدهد؛ نوسان‌سنج اشعه کاتودی؛ دستگاه آزمایش الکترونیکی که سیگنالهای الکتریکی را به صورت گراف دو بعدی نمایش میدهد؛ عبور؛ نام خانوادگی یا نام خاص (تبدیل به حروف معتبر)

عبارات و ترکیب‌ها

cross the street

پارچه را عبور کن

cross your fingers

انگشتانت را عبور کن

cross my heart

قلب من را عبور کن

cross the line

خط را عبور کن

cross paths

مسیرها را عبور کن

cross your mind

ذهن تو را عبور کن

cross a bridge

یک پل را عبور کن

crossed swords

تیغهای عبور کرده

crossing the border

عبور از مرز

double cross

دوبلا عبور

جملات نمونه

you should look both ways before you cross the street.

قبل از عبور از خیابان باید به هر دو طرف نگاه کنید.

cross my heart, i didn't tell anyone your secret.

قلبم را می‌کشم، سرگم نگفتم.

the couple reached a crossroads in their relationship and decided to separate.

این زوج در رابطه‌شان به یک تقاطع رسیدند و تصمیم گرفتند از هم جدا شوند.

she handed him an envelope and he crossed her palm with a fifty-dollar bill.

او یک پروانه به او داد و او با یک چک پنجاه دلاری دست او را عبور داد.

keep your fingers crossed that i pass my driving test tomorrow.

اگر امتحان رانندگی من را فردا بگذرانم، انگشتانت را به هم ببند.

the teacher asked us to cross out any wrong answers on the test paper.

معلم از ما خواست که هر گونه پاسخ‌های اشتباه روی کاغذ امتحان را پاک کنیم.

working in a cross-cultural environment helped her become more adaptable.

کار در محیط فرهنگی گوناگون به او کمک کرد تا قابل تطبیق‌تر شود.

the lawyer will cross-examine the witness later this afternoon.

دادگستر در این بعدازظهر به تحقیق مجدد شاهد خواهد پرداخت.

please cross-reference this information with the latest report.

لطفاً این اطلاعات را با گزارش جدید مقایسه کنید.

the soldiers were caught in the crossfire between the two enemy groups.

نیروهای نظامی بین دو گروه دشمن در میان آتش‌بس قرار گرفتند.

i enjoy solving the crossword puzzle in the newspaper every sunday.

من لذت می‌برم در حل پازل عبوری در روزنامه هر روز یکشنبه.

pedestrians must use the crosswalk when crossing this busy highway.

پیاده‌روها باید از عبوری در عبور از این جاده پر تردد استفاده کنند.

the research team developed a crossbreeding program to improve crop resistance.

تیم تحقیق یک برنامه تولید نسل هیبریدی را برای بهبود مقاومت محصولات کشاورزی توسعه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید