cross-eyed look
نگاه چشمان چپ و راست
seem cross-eyed
به نظر میرسد چشمان چپ و راست باشد
cross-eyed person
شخصی با چشمان چپ و راست
was cross-eyed
چشمان چپ و راست داشت
appear cross-eyed
به نظر میرسد چشمان چپ و راست باشد
cross-eyed child
کودکی با چشمان چپ و راست
getting cross-eyed
در حال شدن چشمان چپ و راست
thought cross-eyed
فکر میکرد چشمان چپ و راست دارد
really cross-eyed
واقعاً چشمان چپ و راست دارد
quite cross-eyed
خیلی چشمان چپ و راست دارد
the boy looked cross-eyed at the television screen.
پسر با نگاهی مورب به صفحه تلویزیون نگاه کرد.
he was often teased for being cross-eyed as a child.
او گاهی به خاطر مورب بودن چشمانش در کودکی مورد خنده قرار میگرفت.
the magician's trick made everyone look cross-eyed trying to follow it.
نکات جادوگر باعث شد که همه با نگاهی مورب سعی کنند آن را دنبال کنند.
despite being cross-eyed, she excelled in archery.
با وجود مورب بودن چشمانش، او در شیرجه مهارت زیادی داشت.
the old photograph showed a man with a slightly cross-eyed expression.
عکس قدیمی یک مرد را نشان میداد که با عبارتی کمی مورب نگاه میکرد.
he tried to hide his cross-eyed appearance with his hair.
او سعی کرد چشمان مورب خود را با مویش پنهان کند.
the doctor examined him for signs of being cross-eyed.
دکتر او را برای نشانههای مورب بودن چشمانش بررسی کرد.
she worried about her son's slightly cross-eyed gaze.
او نگران نگاه کمی مورب پسرش بود.
the cartoon character was often depicted as being cross-eyed.
شخصیت کارتونی گاهی به عنوان چشمان مورب نمایش داده میشد.
he squinted and looked cross-eyed into the distance.
او با چشمان مورب به فاصله نگاه کرد.
the child's parents were concerned about his cross-eyed vision.
والدین کودک نگران دید مورب او بودند.
cross-eyed look
نگاه چشمان چپ و راست
seem cross-eyed
به نظر میرسد چشمان چپ و راست باشد
cross-eyed person
شخصی با چشمان چپ و راست
was cross-eyed
چشمان چپ و راست داشت
appear cross-eyed
به نظر میرسد چشمان چپ و راست باشد
cross-eyed child
کودکی با چشمان چپ و راست
getting cross-eyed
در حال شدن چشمان چپ و راست
thought cross-eyed
فکر میکرد چشمان چپ و راست دارد
really cross-eyed
واقعاً چشمان چپ و راست دارد
quite cross-eyed
خیلی چشمان چپ و راست دارد
the boy looked cross-eyed at the television screen.
پسر با نگاهی مورب به صفحه تلویزیون نگاه کرد.
he was often teased for being cross-eyed as a child.
او گاهی به خاطر مورب بودن چشمانش در کودکی مورد خنده قرار میگرفت.
the magician's trick made everyone look cross-eyed trying to follow it.
نکات جادوگر باعث شد که همه با نگاهی مورب سعی کنند آن را دنبال کنند.
despite being cross-eyed, she excelled in archery.
با وجود مورب بودن چشمانش، او در شیرجه مهارت زیادی داشت.
the old photograph showed a man with a slightly cross-eyed expression.
عکس قدیمی یک مرد را نشان میداد که با عبارتی کمی مورب نگاه میکرد.
he tried to hide his cross-eyed appearance with his hair.
او سعی کرد چشمان مورب خود را با مویش پنهان کند.
the doctor examined him for signs of being cross-eyed.
دکتر او را برای نشانههای مورب بودن چشمانش بررسی کرد.
she worried about her son's slightly cross-eyed gaze.
او نگران نگاه کمی مورب پسرش بود.
the cartoon character was often depicted as being cross-eyed.
شخصیت کارتونی گاهی به عنوان چشمان مورب نمایش داده میشد.
he squinted and looked cross-eyed into the distance.
او با چشمان مورب به فاصله نگاه کرد.
the child's parents were concerned about his cross-eyed vision.
والدین کودک نگران دید مورب او بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید