cross-eyed look
نگاه چشمان مورب
with cross-eyes
با چشمان مورب
cross-eyes child
کودک با چشمان مورب
had cross-eyes
چشمان مورب داشت
cross-eyed person
شخصی با چشمان مورب
seeing cross-eyed
دیدن چشمان مورب
cross-eyed stare
نگاه چشمان مورب
cross-eyed boy
پسر با چشمان مورب
cross-eyed girl
دختر با چشمان مورب
cross-eyes condition
وضعیت چشمان مورب
the boy with cross-eyes squinted at the puzzle.
پسر چشمان مورب با چشمان مورب به پازل نگاه کرد.
she tried to hide her cross-eyes with long bangs.
او سعی کرد چشمان مورب خود را با چرخهای بلند پنهان کند.
he jokingly imitated someone with cross-eyes.
او به طرز خنده داری چشمان مورب کسی را نقل کرد.
the cartoon character had exaggerated cross-eyes.
شخصیت کارتونی چشمان مورب بسیار زیادی داشت.
some people find cross-eyes endearing and unique.
بعضی افراد چشمان مورب را محبوب و منحصر به فرد مییابند.
he noticed the cashier's slightly cross-eyes.
او چشمان مورب کمی نماینده را متوجه شد.
the child's cross-eyes were a source of teasing.
چشمان مورب کودک منبع تمسخر بود.
she wore glasses to correct her cross-eyes.
او عینکی برای تصحیح چشمان مورب خود پوشید.
he inherited his father's cross-eyes.
او چشمان مورب پدر خود را ارث برد.
the doctor examined the child's cross-eyes carefully.
دکتر به دقت چشمان مورب کودک را بررسی کرد.
despite her cross-eyes, she was a confident speaker.
با وجود چشمان مورب او، او یک سخنران اعتماد آور بود.
cross-eyed look
نگاه چشمان مورب
with cross-eyes
با چشمان مورب
cross-eyes child
کودک با چشمان مورب
had cross-eyes
چشمان مورب داشت
cross-eyed person
شخصی با چشمان مورب
seeing cross-eyed
دیدن چشمان مورب
cross-eyed stare
نگاه چشمان مورب
cross-eyed boy
پسر با چشمان مورب
cross-eyed girl
دختر با چشمان مورب
cross-eyes condition
وضعیت چشمان مورب
the boy with cross-eyes squinted at the puzzle.
پسر چشمان مورب با چشمان مورب به پازل نگاه کرد.
she tried to hide her cross-eyes with long bangs.
او سعی کرد چشمان مورب خود را با چرخهای بلند پنهان کند.
he jokingly imitated someone with cross-eyes.
او به طرز خنده داری چشمان مورب کسی را نقل کرد.
the cartoon character had exaggerated cross-eyes.
شخصیت کارتونی چشمان مورب بسیار زیادی داشت.
some people find cross-eyes endearing and unique.
بعضی افراد چشمان مورب را محبوب و منحصر به فرد مییابند.
he noticed the cashier's slightly cross-eyes.
او چشمان مورب کمی نماینده را متوجه شد.
the child's cross-eyes were a source of teasing.
چشمان مورب کودک منبع تمسخر بود.
she wore glasses to correct her cross-eyes.
او عینکی برای تصحیح چشمان مورب خود پوشید.
he inherited his father's cross-eyes.
او چشمان مورب پدر خود را ارث برد.
the doctor examined the child's cross-eyes carefully.
دکتر به دقت چشمان مورب کودک را بررسی کرد.
despite her cross-eyes, she was a confident speaker.
با وجود چشمان مورب او، او یک سخنران اعتماد آور بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید