cross-eyes

[ایالات متحده]/[krɒs ˈaɪz]/
[بریتانیا]/[krɒs ˈaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی که چشمان فرد در یک جهت نیستند؛ فردی که این وضعیت را دارد.
v. با چشمانی که در یک جهت نیستند نگاه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

cross-eyed look

نگاه چشمان مورب

with cross-eyes

با چشمان مورب

cross-eyes child

کودک با چشمان مورب

had cross-eyes

چشمان مورب داشت

cross-eyed person

شخصی با چشمان مورب

seeing cross-eyed

دیدن چشمان مورب

cross-eyed stare

نگاه چشمان مورب

cross-eyed boy

پسر با چشمان مورب

cross-eyed girl

دختر با چشمان مورب

cross-eyes condition

وضعیت چشمان مورب

جملات نمونه

the boy with cross-eyes squinted at the puzzle.

پسر چشمان مورب با چشمان مورب به پازل نگاه کرد.

she tried to hide her cross-eyes with long bangs.

او سعی کرد چشمان مورب خود را با چرخ‌های بلند پنهان کند.

he jokingly imitated someone with cross-eyes.

او به طرز خنده داری چشمان مورب کسی را نقل کرد.

the cartoon character had exaggerated cross-eyes.

شخصیت کارتونی چشمان مورب بسیار زیادی داشت.

some people find cross-eyes endearing and unique.

بعضی افراد چشمان مورب را محبوب و منحصر به فرد می‌یابند.

he noticed the cashier's slightly cross-eyes.

او چشمان مورب کمی نماینده را متوجه شد.

the child's cross-eyes were a source of teasing.

چشمان مورب کودک منبع تمسخر بود.

she wore glasses to correct her cross-eyes.

او عینکی برای تصحیح چشمان مورب خود پوشید.

he inherited his father's cross-eyes.

او چشمان مورب پدر خود را ارث برد.

the doctor examined the child's cross-eyes carefully.

دکتر به دقت چشمان مورب کودک را بررسی کرد.

despite her cross-eyes, she was a confident speaker.

با وجود چشمان مورب او، او یک سخنران اعتماد آور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید