deviated

[ایالات متحده]/ˈdiːvieɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈdiːvieɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از انحراف

عبارات و ترکیب‌ها

deviated path

مسیر انحرافی

deviated behavior

رفتار انحرافی

deviated angle

زاویه انحرافی

deviated course

مسیر انحرافی

deviated signal

سیگنال انحرافی

deviated attention

توجه انحرافی

deviated focus

تمرکز انحرافی

deviated norm

نرم انحرافی

deviated trend

روند انحرافی

deviated response

پاسخ انحرافی

جملات نمونه

the train deviated from its scheduled route.

قطار از مسیر زمان‌بندی‌شده خود منحرف شد.

her opinion deviated from the majority view.

نظر او از دیدگاه اکثریت منحرف شد.

the project deviated significantly from the original plan.

پروژه به طور قابل توجهی از طرح اصلی منحرف شد.

they noticed that the data deviated from expected results.

آنها متوجه شدند که داده‌ها از نتایج مورد انتظار منحرف شده‌اند.

his behavior deviated from the norm.

رفتار او از حالت معمول منحرف شد.

the path deviated into a dense forest.

مسیر به جنگلی انبوه منتهی شد.

her thoughts often deviated into daydreams.

ذهن او اغلب به رویاپردازی منحرف می‌شد.

the findings deviated from previous studies.

نتایج از مطالعات قبلی متفاوت بودند.

he felt that his life had deviated from his original goals.

او احساس کرد که زندگی‌اش از اهداف اصلی او منحرف شده است.

the discussion deviated from the main topic.

بحث از موضوع اصلی منحرف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید