| جمع | crossbones |
skull and crossbones
کاسه گردن و گردنهای穿刺
crossbones
گردنهای穿刺
jolly roger crossbones
جولی رجر گردنهای穿刺
crossbones symbol
نماد گردنهای穿刺
poison crossbones
گردنهای穿刺 سمی
crossbones and skull
گردنهای穿刺 و کاسه گردن
crossbones sign
نشان گردنهای穿刺
crossbones motif
الگوی گردنهای穿刺
crossbones embroidery
خیاطی گردنهای穿刺
crossbones flag
پرچم گردنهای穿刺
the pirate flag featured a skull and crossbones against a black background.
پرچم ماهیگیر با یک جنaze و چهارچوبی روی پسزمینهای سیاه نمایش داده شده بود.
she made a crossbone gesture to signal danger to her teammate.
او یک حرکت چهارچوبی انجام داد تا خطر را به همتیمیاش نشان دهد.
the warning label displayed a skull and crossbones to indicate poisonous contents.
چاپ اخطار با یک جنaze و چهارچوبی برای نشان دادن محتوای سمی نمایش داده شده بود.
the yoga instructor demonstrated the crossbone pose for spinal flexibility.
مربی یوگا چهارچوبی را برای انعطافپذیری ستون فقرات نشان داد.
the ancient emblem was painted with a skull and crossbones as a warning.
این علامت قدیمی با یک جنaze و چهارچوبی به عنوان یک اخطار نقاشی شده بود.
children love the playful skull and crossbones design on their lunch boxes.
کودکان به طراحی جنaze و چهارچوبی که روی ظروف غذا خوردن آنها وجود دارد علاقه دارند.
the detective noticed the crossbone tattoo on the suspect's forearm.
دétektیو چهارچوبی روی دست جلوی مشکوک را متوجه شد.
medical students studied the crossbone structure in their anatomy class.
دانشجویان پزشکی ساختار چهارچوبی را در کلاس آناتومی مطالعه کردند.
the video game character wore armor decorated with skull and crossbones.
شخصیت بازی ویدئویی لباسهایی با جنaze و چهارچوبی روی آن داشت.
the warning sign showed skull and crossbones to mark the hazardous area.
برچسب اخطار جنaze و چهارچوبی را نشان داد تا ناحیه خطرناک را مشخص کند.
he drew a quick crossbone sketch during the business meeting.
او در حین جلسه کاری یک طرح چهارچوبی سریع رسم کرد.
the halloween costume included an authentic skull and crossbones pattern.
پوشاک هالووین شامل الگوی جنaze و چهارچوبی واقعی بود.
the sailor had a skull and crossbones tattoo on his upper arm.
دریافتکننده یک چهارچوبی روی دست بالایی خود داشت.
skull and crossbones
کاسه گردن و گردنهای穿刺
crossbones
گردنهای穿刺
jolly roger crossbones
جولی رجر گردنهای穿刺
crossbones symbol
نماد گردنهای穿刺
poison crossbones
گردنهای穿刺 سمی
crossbones and skull
گردنهای穿刺 و کاسه گردن
crossbones sign
نشان گردنهای穿刺
crossbones motif
الگوی گردنهای穿刺
crossbones embroidery
خیاطی گردنهای穿刺
crossbones flag
پرچم گردنهای穿刺
the pirate flag featured a skull and crossbones against a black background.
پرچم ماهیگیر با یک جنaze و چهارچوبی روی پسزمینهای سیاه نمایش داده شده بود.
she made a crossbone gesture to signal danger to her teammate.
او یک حرکت چهارچوبی انجام داد تا خطر را به همتیمیاش نشان دهد.
the warning label displayed a skull and crossbones to indicate poisonous contents.
چاپ اخطار با یک جنaze و چهارچوبی برای نشان دادن محتوای سمی نمایش داده شده بود.
the yoga instructor demonstrated the crossbone pose for spinal flexibility.
مربی یوگا چهارچوبی را برای انعطافپذیری ستون فقرات نشان داد.
the ancient emblem was painted with a skull and crossbones as a warning.
این علامت قدیمی با یک جنaze و چهارچوبی به عنوان یک اخطار نقاشی شده بود.
children love the playful skull and crossbones design on their lunch boxes.
کودکان به طراحی جنaze و چهارچوبی که روی ظروف غذا خوردن آنها وجود دارد علاقه دارند.
the detective noticed the crossbone tattoo on the suspect's forearm.
دétektیو چهارچوبی روی دست جلوی مشکوک را متوجه شد.
medical students studied the crossbone structure in their anatomy class.
دانشجویان پزشکی ساختار چهارچوبی را در کلاس آناتومی مطالعه کردند.
the video game character wore armor decorated with skull and crossbones.
شخصیت بازی ویدئویی لباسهایی با جنaze و چهارچوبی روی آن داشت.
the warning sign showed skull and crossbones to mark the hazardous area.
برچسب اخطار جنaze و چهارچوبی را نشان داد تا ناحیه خطرناک را مشخص کند.
he drew a quick crossbone sketch during the business meeting.
او در حین جلسه کاری یک طرح چهارچوبی سریع رسم کرد.
the halloween costume included an authentic skull and crossbones pattern.
پوشاک هالووین شامل الگوی جنaze و چهارچوبی واقعی بود.
the sailor had a skull and crossbones tattoo on his upper arm.
دریافتکننده یک چهارچوبی روی دست بالایی خود داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید