crossbones symbol
نماد جمجمه و استخوان
crossbones flag
پرچم جمجمه و استخوان
crossbones design
طرح جمجمه و استخوان
crossbones logo
لوگوی جمجمه و استخوان
crossbones icon
آیکون جمجمه و استخوان
crossbones tattoo
تاتو جمجمه و استخوان
crossbones motif
الگوی جمجمه و استخوان
crossbones image
تصویر جمجمه و استخوان
crossbones art
هنر جمجمه و استخوان
crossbones warning
هشدار جمجمه و استخوان
the pirate flag features a skull and crossbones.
پرچم دزدان دریایی دارای جمجمه و استخوان متقاطع است.
he wore a t-shirt with a crossbones design.
او یک تیشرت با طرح استخوان متقاطع پوشید.
the warning sign had a skull and crossbones symbol.
علامت هشدار دارای نماد جمجمه و استخوان متقاطع بود.
she loves the crossbones motif in her jewelry.
او طرح استخوان متقاطع را در جواهرات خود دوست دارد.
crossbones are often associated with danger.
استخوان متقاطع اغلب با خطر مرتبط است.
the movie featured a villain with a crossbones tattoo.
فیلم دارای یک شخصیت شرور با خالکوب استخوان متقاطع بود.
he decorated his room with crossbones art.
او اتاق خود را با هنر استخوان متقاطع تزئین کرد.
many children find the skull and crossbones fascinating.
بسیاری از کودکان جمجمه و استخوان متقاطع را جذاب می دانند.
the logo featured a skull and crossbones for the brand.
لوگو دارای جمجمه و استخوان متقاطع برای برند بود.
she warned him about the crossbones symbol on the label.
او به او در مورد نماد استخوان متقاطع روی برچسب هشدار داد.
crossbones symbol
نماد جمجمه و استخوان
crossbones flag
پرچم جمجمه و استخوان
crossbones design
طرح جمجمه و استخوان
crossbones logo
لوگوی جمجمه و استخوان
crossbones icon
آیکون جمجمه و استخوان
crossbones tattoo
تاتو جمجمه و استخوان
crossbones motif
الگوی جمجمه و استخوان
crossbones image
تصویر جمجمه و استخوان
crossbones art
هنر جمجمه و استخوان
crossbones warning
هشدار جمجمه و استخوان
the pirate flag features a skull and crossbones.
پرچم دزدان دریایی دارای جمجمه و استخوان متقاطع است.
he wore a t-shirt with a crossbones design.
او یک تیشرت با طرح استخوان متقاطع پوشید.
the warning sign had a skull and crossbones symbol.
علامت هشدار دارای نماد جمجمه و استخوان متقاطع بود.
she loves the crossbones motif in her jewelry.
او طرح استخوان متقاطع را در جواهرات خود دوست دارد.
crossbones are often associated with danger.
استخوان متقاطع اغلب با خطر مرتبط است.
the movie featured a villain with a crossbones tattoo.
فیلم دارای یک شخصیت شرور با خالکوب استخوان متقاطع بود.
he decorated his room with crossbones art.
او اتاق خود را با هنر استخوان متقاطع تزئین کرد.
many children find the skull and crossbones fascinating.
بسیاری از کودکان جمجمه و استخوان متقاطع را جذاب می دانند.
the logo featured a skull and crossbones for the brand.
لوگو دارای جمجمه و استخوان متقاطع برای برند بود.
she warned him about the crossbones symbol on the label.
او به او در مورد نماد استخوان متقاطع روی برچسب هشدار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید