crosshatched

[ایالات متحده]/ˈkrɒsˌhæʧt/
[بریتانیا]/ˈkrɔːsˌhæʧt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خطوط متقاطع رسم شده برای ایجاد سایه

عبارات و ترکیب‌ها

crosshatched lines

خطوط ضربه‌دار

crosshatched pattern

الگوی ضربه‌دار

crosshatched shading

سایه‌زنی ضربه‌دار

crosshatched design

طراحی ضربه‌دار

crosshatched texture

بافت ضربه‌دار

crosshatched area

ناحیه ضربه‌دار

crosshatched effect

اثر ضربه‌دار

crosshatched drawing

نقاشی ضربه‌دار

crosshatched illustration

تصویرسازی ضربه‌دار

crosshatched artwork

هنر ضربه‌دار

جملات نمونه

the artist used crosshatched lines to create depth in the drawing.

هنرمند از خطوط ضربدری برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.

the fabric has a crosshatched pattern that gives it a unique texture.

پارچه دارای یک الگوی ضربدری است که به آن بافتی منحصر به فرد می دهد.

he crosshatched the shading to enhance the three-dimensional effect.

او سایه زنی را با استفاده از تکنیک ضربدری برای افزایش جلوه سه بعدی انجام داد.

the design features crosshatched elements that add visual interest.

طرح شامل عناصر ضربدری است که جذابیت بصری را افزایش می دهد.

crosshatched techniques are popular in modern illustration.

تکنیک های ضربدری در تصویرسازی مدرن محبوب هستند.

the crosshatched areas of the sketch indicate shadows.

مناطق ضربدری طرح نمایانگر سایه ها هستند.

she learned to crosshatch in her art class.

او یاد گرفت که در کلاس هنر خود از تکنیک ضربدری استفاده کند.

the crosshatched design was inspired by traditional patterns.

طرح ضربدری از الگوهای سنتی الهام گرفته بود.

he admired the crosshatched technique used in the old master’s painting.

او از تکنیک ضربدری استفاده شده در نقاشی استاد قدیمی تحسین کرد.

the blueprint featured crosshatched lines to indicate different materials.

نقشه از خطوط ضربدری برای نشان دادن مواد مختلف استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید