| جمع | crowbaits |
crowbait horse
طعمه اسب
crowbait fool
طعمه احمق
crowbait trick
طعمه فریب
crowbait story
طعمه داستان
crowbait joke
طعمه شوخی
crowbait idea
طعمه ایده
crowbait comment
طعمه نظر
crowbait scheme
طعمه طرح
crowbait argument
طعمه استدلال
crowbait plan
طعمه برنامه
the old horse was nothing but a crowbait.
آن اسب پیر چیزی جز طعمه کلاغ نبود.
he called the car a crowbait because it broke down constantly.
او ماشین را طعمه کلاغ نامید زیرا دائماً خراب می شد.
don't buy that bike; it's just a crowbait.
آن دوچرخه را نخرید؛ فقط یک طعمه کلاغ است.
she referred to her old laptop as a crowbait.
او به لپ تاپ قدیمی خود به عنوان طعمه کلاغ اشاره کرد.
the team considered the player a crowbait after his poor performance.
تیم بازیکن را پس از عملکرد ضعیفش به عنوان طعمه کلاغ در نظر گرفت.
that old truck is just a crowbait, not worth fixing.
آن کامیون قدیمی فقط یک طعمه کلاغ است، ارزش تعمیر ندارد.
he warned me that the used scooter was a crowbait.
او به من هشدار داد که اسکوتر دست دوم یک طعمه کلاغ است.
after the race, the horse was deemed a crowbait.
پس از مسابقه، اسب به عنوان طعمه کلاغ شناخته شد.
the mechanic said my car was a crowbait and needed to be replaced.
مکانیک گفت ماشین من یک طعمه کلاغ است و باید تعویض شود.
he joked that his old phone was a crowbait, always freezing.
او شوخی کرد و گفت تلفن قدیمیاش یک طعمه کلاغ است، همیشه هنگ میکند.
crowbait horse
طعمه اسب
crowbait fool
طعمه احمق
crowbait trick
طعمه فریب
crowbait story
طعمه داستان
crowbait joke
طعمه شوخی
crowbait idea
طعمه ایده
crowbait comment
طعمه نظر
crowbait scheme
طعمه طرح
crowbait argument
طعمه استدلال
crowbait plan
طعمه برنامه
the old horse was nothing but a crowbait.
آن اسب پیر چیزی جز طعمه کلاغ نبود.
he called the car a crowbait because it broke down constantly.
او ماشین را طعمه کلاغ نامید زیرا دائماً خراب می شد.
don't buy that bike; it's just a crowbait.
آن دوچرخه را نخرید؛ فقط یک طعمه کلاغ است.
she referred to her old laptop as a crowbait.
او به لپ تاپ قدیمی خود به عنوان طعمه کلاغ اشاره کرد.
the team considered the player a crowbait after his poor performance.
تیم بازیکن را پس از عملکرد ضعیفش به عنوان طعمه کلاغ در نظر گرفت.
that old truck is just a crowbait, not worth fixing.
آن کامیون قدیمی فقط یک طعمه کلاغ است، ارزش تعمیر ندارد.
he warned me that the used scooter was a crowbait.
او به من هشدار داد که اسکوتر دست دوم یک طعمه کلاغ است.
after the race, the horse was deemed a crowbait.
پس از مسابقه، اسب به عنوان طعمه کلاغ شناخته شد.
the mechanic said my car was a crowbait and needed to be replaced.
مکانیک گفت ماشین من یک طعمه کلاغ است و باید تعویض شود.
he joked that his old phone was a crowbait, always freezing.
او شوخی کرد و گفت تلفن قدیمیاش یک طعمه کلاغ است، همیشه هنگ میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید