crowbait

[ایالات متحده]/ˈkrəʊbeɪt/
[بریتانیا]/ˈkroʊbeɪt/

ترجمه

n. اسب (یا گاو) ضعیف یا خسته در زبان انگلیسی آمریکایی شمالی و میانه
Word Forms
جمعcrowbaits

عبارات و ترکیب‌ها

crowbait horse

طعمه اسب

crowbait fool

طعمه احمق

crowbait trick

طعمه فریب

crowbait story

طعمه داستان

crowbait joke

طعمه شوخی

crowbait idea

طعمه ایده

crowbait comment

طعمه نظر

crowbait scheme

طعمه طرح

crowbait argument

طعمه استدلال

crowbait plan

طعمه برنامه

جملات نمونه

the old horse was nothing but a crowbait.

آن اسب پیر چیزی جز طعمه کلاغ نبود.

he called the car a crowbait because it broke down constantly.

او ماشین را طعمه کلاغ نامید زیرا دائماً خراب می شد.

don't buy that bike; it's just a crowbait.

آن دوچرخه را نخرید؛ فقط یک طعمه کلاغ است.

she referred to her old laptop as a crowbait.

او به لپ تاپ قدیمی خود به عنوان طعمه کلاغ اشاره کرد.

the team considered the player a crowbait after his poor performance.

تیم بازیکن را پس از عملکرد ضعیفش به عنوان طعمه کلاغ در نظر گرفت.

that old truck is just a crowbait, not worth fixing.

آن کامیون قدیمی فقط یک طعمه کلاغ است، ارزش تعمیر ندارد.

he warned me that the used scooter was a crowbait.

او به من هشدار داد که اسکوتر دست دوم یک طعمه کلاغ است.

after the race, the horse was deemed a crowbait.

پس از مسابقه، اسب به عنوان طعمه کلاغ شناخته شد.

the mechanic said my car was a crowbait and needed to be replaced.

مکانیک گفت ماشین من یک طعمه کلاغ است و باید تعویض شود.

he joked that his old phone was a crowbait, always freezing.

او شوخی کرد و گفت تلفن قدیمی‌اش یک طعمه کلاغ است، همیشه هنگ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید