cruised

[ایالات متحده]/kruːzd/
[بریتانیا]/kruːzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سفر با قایق یا کشتی کردن؛ به آرامی و به طور پیوسته در مسافتی حرکت کردن؛ دور زدن با کشتی یا هواپیما؛ به راحتی به چیزی رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

cruised along

به آرامی رانندگی کرد

cruised past

کنار عابر پیاده رانندگی کرد

cruised around

در اطراف رانندگی کرد

cruised by

کنار چیزی رانندگی کرد

cruised through

در میان چیزی رانندگی کرد

cruised in

وارد شد و رانندگی کرد

cruised off

از آنجا رانندگی کرد

cruised out

خارج شد و رانندگی کرد

cruised together

با هم رانندگی کردند

cruised lightly

به آرامی رانندگی کرد

جملات نمونه

they cruised along the coast, enjoying the scenic views.

آنها در امتداد ساحل رانندگی کردند و از مناظر دیدنی لذت بردند.

we cruised through the city, stopping at various landmarks.

ما در شهر رانندگی کردیم و در مکان های دیدنی مختلف توقف کردیم.

the couple cruised on a romantic getaway for their anniversary.

آنها برای سالگرد ازدواج خود به یک سفر عاشقانه رفتند.

he cruised the internet for the best travel deals.

او اینترنت را برای یافتن بهترین معاملات سفر جستجو کرد.

they cruised the open waters, feeling the breeze on their faces.

آنها در آب های آزاد رانندگی کردند و نسیم را روی صورت خود احساس کردند.

we cruised past the famous landmarks during our tour.

ما در طول تور خود از کنار مکان های دیدنی معروف عبور کردیم.

the yacht cruised smoothly across the lake.

قایق تفریحی به آرامی در سراسر دریاچه رانندگی کرد.

they cruised around the island, exploring hidden beaches.

آنها در اطراف جزیره رانندگی کردند و سواحل پنهان را کشف کردند.

she cruised through the book, captivated by the story.

او کتاب را مرور کرد و با داستان مجذوب شد.

we cruised down the highway, enjoying the road trip.

ما در طول بزرگراه رانندگی کردیم و از سفر جاده لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید