crupper

[ایالات متحده]/ˈkrʌpə/
[بریتانیا]/ˈkrʌpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تسمه‌ای که زیر دم اسب می‌گذرد؛ قسمت پشتی اسب؛ قسمت عقب یک حیوان
Word Forms
جمعcruppers

عبارات و ترکیب‌ها

crupper strap

بند کرپر

crupper loop

حلقه کرپر

crupper position

موقعیت کرپر

crupper attachment

اتصال کرپر

crupper adjustment

تنظیم کرپر

crupper fitting

جاگذاری کرپر

crupper design

طراحی کرپر

crupper usage

نحوه استفاده از کرپر

crupper style

سبک کرپر

crupper safety

ایمنی کرپر

جملات نمونه

the horse's crupper was worn from years of use.

سِمَنى اسب پس از سال‌ها استفاده کهنه شده بود.

he adjusted the crupper to ensure a snug fit.

او سِمَنى را تنظیم کرد تا تناسب مناسبی ایجاد کند.

the crupper helps keep the saddle in place.

سِمَنى به ثابت نگه داشتن زین کمک می‌کند.

she checked the crupper before the ride.

او قبل از سواری سِمَنى را بررسی کرد.

using a crupper is essential for riding safely.

استفاده از سِمَنى برای سواری ایمن ضروری است.

he replaced the old crupper with a new one.

او سِمَنى قدیمی را با یکی جدید جایگزین کرد.

the crupper was made of durable leather.

سِمَنى از چرم بادوام ساخته شده بود.

she tightened the crupper to prevent slipping.

او سِمَنى را محکم کرد تا از لغزش جلوگیری کند.

the crupper is an important part of the horse's tack.

سِمَنى بخشی مهم از تجهیزات اسب است.

he learned how to fit the crupper properly.

او یاد گرفت که چگونه سِمَنى را به درستی جا بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید