cruss cross
تقاطع عرضی
cruss roads
جادههای عرضی
cruss path
مسیر عرضی
cruss section
بخش عرضی
cruss point
نقطه تقاطع
cruss pattern
الگوی عرضی
cruss area
منطقه عرضی
cruss design
طراحی عرضی
cruss layout
چیدمان عرضی
cruss intersection
تقاطع عرضی
he decided to cruss the river despite the strong current.
او با وجود جریان قوی تصمیم گرفت رودخانه را عبود کند.
they crussed the finish line together, celebrating their victory.
آنها با هم خط پایان را عبود کردند و پیروزی خود را جشن گرفتند.
she crussed her legs while sitting on the sofa.
او در حالی که روی مبل نشسته بود، پاهایش را عبود کرد.
he crussed his arms and waited impatiently.
او دستهایش را عبود کرد و بیقرار منتظر ماند.
we crussed paths with them during our hike.
ما در حین پیادهروی خود با آنها مسیرمان برخورد کرد.
the artist crussed different styles to create a unique piece.
هنرمند از سبکهای مختلف استفاده کرد تا یک اثر منحصر به فرد ایجاد کند.
she crussed her fingers for good luck before the exam.
او قبل از امتحان برای خوش شانسی انگشتانش را عبود کرد.
he crussed his heart and took a deep breath.
او از ته قلبش عبود کرد و یک نفس عمیق کشید.
they crussed over the details of the project in the meeting.
آنها در جلسه جزئیات پروژه را بررسی کردند.
the children crussed their toys together in the playroom.
کودکان اسباببازیهای خود را با هم در اتاق بازی عبود کردند.
cruss cross
تقاطع عرضی
cruss roads
جادههای عرضی
cruss path
مسیر عرضی
cruss section
بخش عرضی
cruss point
نقطه تقاطع
cruss pattern
الگوی عرضی
cruss area
منطقه عرضی
cruss design
طراحی عرضی
cruss layout
چیدمان عرضی
cruss intersection
تقاطع عرضی
he decided to cruss the river despite the strong current.
او با وجود جریان قوی تصمیم گرفت رودخانه را عبود کند.
they crussed the finish line together, celebrating their victory.
آنها با هم خط پایان را عبود کردند و پیروزی خود را جشن گرفتند.
she crussed her legs while sitting on the sofa.
او در حالی که روی مبل نشسته بود، پاهایش را عبود کرد.
he crussed his arms and waited impatiently.
او دستهایش را عبود کرد و بیقرار منتظر ماند.
we crussed paths with them during our hike.
ما در حین پیادهروی خود با آنها مسیرمان برخورد کرد.
the artist crussed different styles to create a unique piece.
هنرمند از سبکهای مختلف استفاده کرد تا یک اثر منحصر به فرد ایجاد کند.
she crussed her fingers for good luck before the exam.
او قبل از امتحان برای خوش شانسی انگشتانش را عبود کرد.
he crussed his heart and took a deep breath.
او از ته قلبش عبود کرد و یک نفس عمیق کشید.
they crussed over the details of the project in the meeting.
آنها در جلسه جزئیات پروژه را بررسی کردند.
the children crussed their toys together in the playroom.
کودکان اسباببازیهای خود را با هم در اتاق بازی عبود کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید