cuadro

[ایالات متحده]/ˈkwɑːdrəʊ/
[بریتانیا]/ˈkwɑːdroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساز چهار رشته‌ای (بانجو/اوکوله); فریم; مربع; نقاشی; عکس

جملات نمونه

el médico estudió el cuadro clínico del paciente.

پزشک وضعیت بالینی بیمار را بررسی کرد.

su nombre apareció en el cuadro de honor de la universidad.

نام او در تابلوی افتخار دانشگاه ظاهر شد.

el cuadro de mando muestra las estadísticas de ventas.

داشبورد آمار فروش را نشان می‌دهد.

haga clic en el cuadro de diálogo para confirmar.

برای تایید، روی کادر محاوره کلیک کنید.

por favor, complete la información en el cuadro de texto.

لطفاً اطلاعات را در کادر متن تکمیل کنید.

el cuadro explicativo detalla los pasos del proceso.

کادر توضیحی مراحل فرآیند را شرح می‌دهد.

el cuadro comparativo analiza las dos opciones.

کادر مقایسه‌ای دو گزینه را تجزیه و تحلیل می‌کند.

el cuadro de indicadores evalúa el rendimiento empresarial.

کادر شاخص‌ها عملکرد تجاری را ارزیابی می‌کند.

el cuadro sinóptico resume la información principal.

کادر خلاصه‌وار اطلاعات اصلی را خلاصه می‌کند.

el cuadro decorativo complementa la decoración del salón.

کادر تزئینی، دکوراسیون سالن را تکمیل می‌کند.

el artista pintó un cuadro al óleo de paisajes.

هنرمند یک نقاشی رنگ روغن از مناظر کشید.

la fotografía fue enmarcada en un cuadro de madera.

عکس در یک قاب چوبی قاب‌بندی شد.

el cuadro de la pared representa una escena campestre.

تابلوی دیوار صحنه‌ای روستایی را به تصویر می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید