cuboidal

[ایالات متحده]/kjuːˈbɔɪdəl/
[بریتانیا]/kjuːˈbɔɪdəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکل مکعب؛ دارای فرم مکعب

عبارات و ترکیب‌ها

cuboidal shape

شکل مکعبی

cuboidal cells

سلول‌های مکعبی

cuboidal structure

ساختار مکعبی

cuboidal tissue

بافت مکعبی

cuboidal epithelium

اپیتلیوم مکعبی

cuboidal volume

حجم مکعبی

cuboidal organ

اندام مکعبی

cuboidal arrangement

چیدمان مکعبی

cuboidal outline

طرح مکعبی

جملات نمونه

the cuboidal shape of the cells is essential for their function.

شکل مکعبی شکل سلول‌ها برای عملکرد آنها ضروری است.

in geometry, a cuboidal object has six rectangular faces.

در هندسه، یک جسم مکعبی دارای شش وجه مستطیلی است.

the cuboidal structure of the building is quite modern.

ساختار مکعبی شکل ساختمان کاملاً مدرن است.

she arranged the cuboidal boxes neatly on the shelf.

او جعبه‌های مکعبی را به طور مرتب روی قفسه قرار داد.

cuboidal shapes are often used in architectural designs.

شکل‌های مکعبی اغلب در طرح‌های معماری استفاده می‌شوند.

the cuboidal grid pattern adds a unique touch to the artwork.

الگوی شبکه مکعبی یک حس خاص را به اثر هنری اضافه می‌کند.

he built a cuboidal model to demonstrate the concept.

او یک مدل مکعبی ساخت تا مفهوم را نشان دهد.

the cuboidal cells in the tissue play a crucial role in absorption.

سلول‌های مکعبی در بافت نقش مهمی در جذب ایفا می‌کنند.

they designed a cuboidal storage unit for better organization.

آنها یک واحد ذخیره سازی مکعبی برای سازماندهی بهتر طراحی کردند.

the cuboidal layout of the garden maximizes space efficiency.

چیدمان مکعبی شکل باغ، کارایی فضا را به حداکثر می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید