hexahedral

[ایالات متحده]/ˌhɛksəˈhiːdrəl/
[بریتانیا]/ˌhɛksəˈhidrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شش سطح؛ مربوط به هگزاهدرون

عبارات و ترکیب‌ها

hexahedral shape

شکل شش وجهی

hexahedral cell

سلول شش وجهی

hexahedral mesh

شبکه شش وجهی

hexahedral model

مدل شش وجهی

hexahedral geometry

هندسه شش وجهی

hexahedral element

عنصر شش وجهی

hexahedral volume

حجم شش وجهی

hexahedral structure

ساختار شش وجهی

hexahedral configuration

پیکربندی شش وجهی

hexahedral surface

سطح شش وجهی

جملات نمونه

the crystal exhibits a hexahedral shape.

کریستال شکل شش وجهی دارد.

in geometry, a hexahedral figure has six faces.

در هندسه، یک شکل شش وجهی دارای شش وجه است.

the artist created a hexahedral sculpture.

هنرمند یک مجسمه شش وجهی خلق کرد.

hexahedral grids are used in computational simulations.

شبکه‌های شش وجهی در شبیه‌سازی‌های محاسباتی استفاده می‌شوند.

the dice is a common example of a hexahedral object.

تاس شش وجهی یک نمونه رایج از یک جسم شش وجهی است.

hexahedral packing can optimize space in storage.

بسته‌بندی شش وجهی می‌تواند فضای ذخیره‌سازی را بهینه کند.

in architecture, hexahedral designs can be quite striking.

در معماری، طرح‌های شش وجهی می‌توانند بسیار چشمگیر باشند.

the scientist studied the properties of hexahedral crystals.

دانشمند خواص کریستال‌های شش وجهی را مطالعه کرد.

hexahedral meshes are essential in finite element analysis.

شبکه‌های شش وجهی در تحلیل اجزاء محدود ضروری هستند.

understanding hexahedral shapes is important in 3d modeling.

درک شکل‌های شش وجهی در مدل‌سازی سه بعدی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید