cuddlier than ever
گرمتر از همیشه
cuddlier pet
حیوان خانگی دلبازتر
cuddlier blanket
پتو دلبازتر
cuddlier than before
دلبازتر از همیشه
cuddlier version
نسخه دلبازتر
cuddlier teddy
خرس عروسکی دلبازتر
cuddlier toys
اسباببازیهای دلبازتر
cuddlier friends
دوستان دلبازتر
cuddlier moments
لحظات دلبازتر
cuddlier design
طراحی دلبازتر
the puppy is even cuddlier than i expected.
پ Uppپی حتی بیشتر از آنچه انتظار داشتم، بغلکننده است.
she found a cuddlier blanket for the cold winter nights.
او یک پتوی بغلکننده تر برای شبهای سرد زمستان پیدا کرد.
my cat has become cuddlier since i adopted her.
گربه من از زمانی که او را به فر گرفتم، بغلکننده تر شده است.
these stuffed animals are cuddlier than real ones.
این اسباببازیهای پشمالو از اسباببازیهای واقعی بغلکننده تر هستند.
he thinks his new puppy is cuddlier than his old dog.
او فکر میکند توله جدیدش از سگ پیرش بغلکننده تر است.
the cuddlier the toy, the more kids love it.
هرچه اسباببازی بغلکننده تر باشد، بچه ها بیشتر دوست دارند.
after a warm bath, she felt cuddlier in her pajamas.
بعد از حمام گرم، او در لباس خوابش بغلکننده تر احساس کرد.
that sweater looks cuddlier than the one i have.
به نظر میرسد آن ژاکت از ژاکتی که من دارم بغلکننده تر است.
my friend's dog is the cuddlier of the two.
سگ دوست من از دو سگ بغلکننده تر است.
she prefers cuddlier pets like rabbits and cats.
او ترجیح میدهد حیوانات خانگی بغلکننده تری مانند خرگوش و گربه داشته باشد.
cuddlier than ever
گرمتر از همیشه
cuddlier pet
حیوان خانگی دلبازتر
cuddlier blanket
پتو دلبازتر
cuddlier than before
دلبازتر از همیشه
cuddlier version
نسخه دلبازتر
cuddlier teddy
خرس عروسکی دلبازتر
cuddlier toys
اسباببازیهای دلبازتر
cuddlier friends
دوستان دلبازتر
cuddlier moments
لحظات دلبازتر
cuddlier design
طراحی دلبازتر
the puppy is even cuddlier than i expected.
پ Uppپی حتی بیشتر از آنچه انتظار داشتم، بغلکننده است.
she found a cuddlier blanket for the cold winter nights.
او یک پتوی بغلکننده تر برای شبهای سرد زمستان پیدا کرد.
my cat has become cuddlier since i adopted her.
گربه من از زمانی که او را به فر گرفتم، بغلکننده تر شده است.
these stuffed animals are cuddlier than real ones.
این اسباببازیهای پشمالو از اسباببازیهای واقعی بغلکننده تر هستند.
he thinks his new puppy is cuddlier than his old dog.
او فکر میکند توله جدیدش از سگ پیرش بغلکننده تر است.
the cuddlier the toy, the more kids love it.
هرچه اسباببازی بغلکننده تر باشد، بچه ها بیشتر دوست دارند.
after a warm bath, she felt cuddlier in her pajamas.
بعد از حمام گرم، او در لباس خوابش بغلکننده تر احساس کرد.
that sweater looks cuddlier than the one i have.
به نظر میرسد آن ژاکت از ژاکتی که من دارم بغلکننده تر است.
my friend's dog is the cuddlier of the two.
سگ دوست من از دو سگ بغلکننده تر است.
she prefers cuddlier pets like rabbits and cats.
او ترجیح میدهد حیوانات خانگی بغلکننده تری مانند خرگوش و گربه داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید