cuddlier

[ایالات متحده]/ˈkʌdliə/
[بریتانیا]/ˈkʌdliər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر دوست‌داشتنی و بغل‌کردنی

عبارات و ترکیب‌ها

cuddlier than ever

گرم‌تر از همیشه

cuddlier pet

حیوان خانگی دلبازتر

cuddlier blanket

پتو دلبازتر

cuddlier than before

دلبازتر از همیشه

cuddlier version

نسخه دلبازتر

cuddlier teddy

خرس عروسکی دلبازتر

cuddlier toys

اسباب‌بازی‌های دلبازتر

cuddlier friends

دوستان دلبازتر

cuddlier moments

لحظات دلبازتر

cuddlier design

طراحی دلبازتر

جملات نمونه

the puppy is even cuddlier than i expected.

پ Uppپی حتی بیشتر از آنچه انتظار داشتم، بغل‌کننده است.

she found a cuddlier blanket for the cold winter nights.

او یک پتوی بغل‌کننده تر برای شب‌های سرد زمستان پیدا کرد.

my cat has become cuddlier since i adopted her.

گربه من از زمانی که او را به فر گرفتم، بغل‌کننده تر شده است.

these stuffed animals are cuddlier than real ones.

این اسباب‌بازی‌های پشمالو از اسباب‌بازی‌های واقعی بغل‌کننده تر هستند.

he thinks his new puppy is cuddlier than his old dog.

او فکر می‌کند توله جدیدش از سگ پیرش بغل‌کننده تر است.

the cuddlier the toy, the more kids love it.

هرچه اسباب‌بازی بغل‌کننده تر باشد، بچه ها بیشتر دوست دارند.

after a warm bath, she felt cuddlier in her pajamas.

بعد از حمام گرم، او در لباس خوابش بغل‌کننده تر احساس کرد.

that sweater looks cuddlier than the one i have.

به نظر می‌رسد آن ژاکت از ژاکتی که من دارم بغل‌کننده تر است.

my friend's dog is the cuddlier of the two.

سگ دوست من از دو سگ بغل‌کننده تر است.

she prefers cuddlier pets like rabbits and cats.

او ترجیح می‌دهد حیوانات خانگی بغل‌کننده تری مانند خرگوش و گربه داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید