huggable

[ایالات متحده]/ˈhʌɡəbl/
[بریتانیا]/ˈhʌɡəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دلنشین; باعث ایجاد تمایل به در آغوش گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

huggable bear

خرس قابل بغل

huggable toy

اسباب بازی قابل بغل

huggable pillow

بالش قابل بغل

huggable friend

دوست قابل بغل

huggable cat

گربه قابل بغل

huggable dog

سگ قابل بغل

huggable character

شخصیت قابل بغل

huggable blanket

پتو قابل بغل

huggable plush

عروسکی قابل بغل

huggable size

اندازه قابل بغل

جملات نمونه

the teddy bear is so huggable that kids love to cuddle with it.

خرس تدی آنقدر قابل بغل کردن است که کودکان عاشق بغل کردن آن هستند.

she has a huggable personality that makes everyone feel comfortable.

او شخصیتی دارد که بسیار دوست داشتنی است و باعث می شود همه احساس راحتی کنند.

the puppy is incredibly huggable and brings joy to the family.

سگ توله بسیار قابل بغل کردن است و شادی را برای خانواده به ارمغان می آورد.

his huggable demeanor instantly puts people at ease.

رفتار دوست داشتنی او فوراً مردم را آرام می کند.

that blanket is so soft and huggable, perfect for cold nights.

آن پتو آنقدر نرم و قابل بغل کردن است که برای شب های سرد عالی است.

the huggable design of the plush toy makes it a favorite among children.

طراحی دوست داشتنی اسباب بازی پشمی آن را در بین کودکان محبوب می کند.

her huggable cat always seeks attention and affection.

گربه قابل بغل کردن او همیشه به دنبال توجه و محبت است.

he gave her a huggable sweater as a gift for her birthday.

او به عنوان هدیه تولدش یک ژاکت قابل بغل کردن به او داد.

the children found a huggable stuffed animal at the fair.

کودکان یک حیوان اسباب بازی دوست داشتنی در نمایشگاه پیدا کردند.

her huggable nature makes her a great friend to have.

طبع مهربان و دوست داشتنی او باعث می شود که دوست خوبی برای داشتن باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید