huggable bear
خرس قابل بغل
huggable toy
اسباب بازی قابل بغل
huggable pillow
بالش قابل بغل
huggable friend
دوست قابل بغل
huggable cat
گربه قابل بغل
huggable dog
سگ قابل بغل
huggable character
شخصیت قابل بغل
huggable blanket
پتو قابل بغل
huggable plush
عروسکی قابل بغل
huggable size
اندازه قابل بغل
the teddy bear is so huggable that kids love to cuddle with it.
خرس تدی آنقدر قابل بغل کردن است که کودکان عاشق بغل کردن آن هستند.
she has a huggable personality that makes everyone feel comfortable.
او شخصیتی دارد که بسیار دوست داشتنی است و باعث می شود همه احساس راحتی کنند.
the puppy is incredibly huggable and brings joy to the family.
سگ توله بسیار قابل بغل کردن است و شادی را برای خانواده به ارمغان می آورد.
his huggable demeanor instantly puts people at ease.
رفتار دوست داشتنی او فوراً مردم را آرام می کند.
that blanket is so soft and huggable, perfect for cold nights.
آن پتو آنقدر نرم و قابل بغل کردن است که برای شب های سرد عالی است.
the huggable design of the plush toy makes it a favorite among children.
طراحی دوست داشتنی اسباب بازی پشمی آن را در بین کودکان محبوب می کند.
her huggable cat always seeks attention and affection.
گربه قابل بغل کردن او همیشه به دنبال توجه و محبت است.
he gave her a huggable sweater as a gift for her birthday.
او به عنوان هدیه تولدش یک ژاکت قابل بغل کردن به او داد.
the children found a huggable stuffed animal at the fair.
کودکان یک حیوان اسباب بازی دوست داشتنی در نمایشگاه پیدا کردند.
her huggable nature makes her a great friend to have.
طبع مهربان و دوست داشتنی او باعث می شود که دوست خوبی برای داشتن باشد.
huggable bear
خرس قابل بغل
huggable toy
اسباب بازی قابل بغل
huggable pillow
بالش قابل بغل
huggable friend
دوست قابل بغل
huggable cat
گربه قابل بغل
huggable dog
سگ قابل بغل
huggable character
شخصیت قابل بغل
huggable blanket
پتو قابل بغل
huggable plush
عروسکی قابل بغل
huggable size
اندازه قابل بغل
the teddy bear is so huggable that kids love to cuddle with it.
خرس تدی آنقدر قابل بغل کردن است که کودکان عاشق بغل کردن آن هستند.
she has a huggable personality that makes everyone feel comfortable.
او شخصیتی دارد که بسیار دوست داشتنی است و باعث می شود همه احساس راحتی کنند.
the puppy is incredibly huggable and brings joy to the family.
سگ توله بسیار قابل بغل کردن است و شادی را برای خانواده به ارمغان می آورد.
his huggable demeanor instantly puts people at ease.
رفتار دوست داشتنی او فوراً مردم را آرام می کند.
that blanket is so soft and huggable, perfect for cold nights.
آن پتو آنقدر نرم و قابل بغل کردن است که برای شب های سرد عالی است.
the huggable design of the plush toy makes it a favorite among children.
طراحی دوست داشتنی اسباب بازی پشمی آن را در بین کودکان محبوب می کند.
her huggable cat always seeks attention and affection.
گربه قابل بغل کردن او همیشه به دنبال توجه و محبت است.
he gave her a huggable sweater as a gift for her birthday.
او به عنوان هدیه تولدش یک ژاکت قابل بغل کردن به او داد.
the children found a huggable stuffed animal at the fair.
کودکان یک حیوان اسباب بازی دوست داشتنی در نمایشگاه پیدا کردند.
her huggable nature makes her a great friend to have.
طبع مهربان و دوست داشتنی او باعث می شود که دوست خوبی برای داشتن باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید