| جمع | cuddies |
cuddy cabin
کابین کوچک
cuddy boat
قایق کوچک
cuddy space
فضای کوچک
cuddy corner
گوشه کوچک
cuddy area
منطقه کوچک
cuddy room
اتاق کوچک
cuddy seat
صندلی کوچک
cuddy nook
گوشه دنج
cuddy shelter
پناهگاه کوچک
the sailor took shelter in the cuddy during the storm.
ملوان در طول طوفان در قسمت نشیمن کشتی پناه گرفت.
she stored the fishing gear in the cuddy to keep it dry.
او وسایل ماهیگیری را در قسمت نشیمن کشتی نگهداری کرد تا خشک بماند.
the cuddy provided a cozy space for the crew to rest.
قسمت نشیمن کشتی یک فضای دنج برای استراحت خدمه فراهم کرد.
they decided to convert the cuddy into a small cabin.
آنها تصمیم گرفتند قسمت نشیمن کشتی را به یک کابین کوچک تبدیل کنند.
he often read books in the cuddy while sailing.
او اغلب در حین قایق سواری در قسمت نشیمن کشتی کتاب می خواند.
the cuddy was filled with supplies for the long journey.
قسمت نشیمن کشتی با لوازم مورد نیاز برای سفر طولانی پر شده بود.
they enjoyed their meals in the cuddy while anchored.
آنها از صرف غذا در قسمت نشیمن کشتی در حالی که لنگر انداخته بودند لذت بردند.
the cuddy was a perfect spot for a quick nap.
قسمت نشیمن کشتی مکانی عالی برای چرت کوتاه بود.
he painted the walls of the cuddy a bright color.
او دیوارهای قسمت نشیمن کشتی را با رنگ روشن نقاشی کرد.
she decorated the cuddy with seashells and driftwood.
او قسمت نشیمن کشتی را با صدف و چوب دریایی تزئین کرد.
cuddy cabin
کابین کوچک
cuddy boat
قایق کوچک
cuddy space
فضای کوچک
cuddy corner
گوشه کوچک
cuddy area
منطقه کوچک
cuddy room
اتاق کوچک
cuddy seat
صندلی کوچک
cuddy nook
گوشه دنج
cuddy shelter
پناهگاه کوچک
the sailor took shelter in the cuddy during the storm.
ملوان در طول طوفان در قسمت نشیمن کشتی پناه گرفت.
she stored the fishing gear in the cuddy to keep it dry.
او وسایل ماهیگیری را در قسمت نشیمن کشتی نگهداری کرد تا خشک بماند.
the cuddy provided a cozy space for the crew to rest.
قسمت نشیمن کشتی یک فضای دنج برای استراحت خدمه فراهم کرد.
they decided to convert the cuddy into a small cabin.
آنها تصمیم گرفتند قسمت نشیمن کشتی را به یک کابین کوچک تبدیل کنند.
he often read books in the cuddy while sailing.
او اغلب در حین قایق سواری در قسمت نشیمن کشتی کتاب می خواند.
the cuddy was filled with supplies for the long journey.
قسمت نشیمن کشتی با لوازم مورد نیاز برای سفر طولانی پر شده بود.
they enjoyed their meals in the cuddy while anchored.
آنها از صرف غذا در قسمت نشیمن کشتی در حالی که لنگر انداخته بودند لذت بردند.
the cuddy was a perfect spot for a quick nap.
قسمت نشیمن کشتی مکانی عالی برای چرت کوتاه بود.
he painted the walls of the cuddy a bright color.
او دیوارهای قسمت نشیمن کشتی را با رنگ روشن نقاشی کرد.
she decorated the cuddy with seashells and driftwood.
او قسمت نشیمن کشتی را با صدف و چوب دریایی تزئین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید