cuffed jeans
شلپای جین
cuffed sleeves
آستینهای شلپای
cuffed pants
شلولای شلوار
cuffed shirt
پیراهن شلپای
cuffed shorts
شلولای کوتاه
cuffed hoodie
هودی شلپای
cuffed dress
دامن شلپای
cuffed sweater
ژاکت شلپای
cuffed trousers
شلولای شلوار
cuffed outfit
لباس شلپای
he cuffed his pants to make them shorter.
او برای اینکه شلوارش را کوتاه تر کند، آن را به بالا تا کرد.
the police cuffed the suspect after the chase.
پلیس پس از تعقیب، مظنون را دستبند کرد.
she cuffed her hair up for the party.
او برای مهمانی موهایش را به سمت بالا بست.
he felt the cold metal of the cuffs on his wrists.
او احساس کرد که دستبندهای سرد روی مچ دستش هستند.
they cuffed the sleeves of the shirt for a stylish look.
آنها آستین های پیراهن را برای داشتن ظاهری شیک به سمت بالا تا کردند.
the teacher cuffed his pants before the meeting.
معلم قبل از جلسه شلوارش را به سمت بالا تا کرد.
she cuffed her jeans to show off her new shoes.
او شلوار جینش را به سمت بالا تا کرد تا کفش های جدیدش را به نمایش بگذارد.
he cuffed his jacket to stay cool in the heat.
او ژاکتش را به سمت بالا تا کرد تا در گرما خنک بماند.
the officer cuffed the criminal tightly.
مامور پلیس جنایتکار را به شدت دستبند کرد.
she cuffed her pants and rolled up her sleeves.
او شلوارش را به سمت بالا تا کرد و آستین هایش را بالا زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید