cultist

[ایالات متحده]/[ˈkʌlst]/
[بریتانیا]/[ˈkʌlst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به یک شخص یا مجموعه باورهای خاص وفادار است، به ویژه وقتی که به عنوان فанاتیک یا بی‌منطق در نظر گرفته می‌شود؛ عضو یک گروه مذهبی.
شکل‌های واژه
جمعcultists

عبارات و ترکیب‌ها

a cultist

یک عضو گروه خرمن

cultist behavior

رفتار عضو گروه خرمن

former cultist

عضو سابق گروه خرمن

cultist group

گروه خرمن

becoming a cultist

شدن عضو گروه خرمن

cultist leader

رهبر گروه خرمن

identifying a cultist

شناسایی عضو گروه خرمن

cultist rituals

ریتول‌های گروه خرمن

radical cultist

عضو رادیکال گروه خرمن

brainwashed cultist

عضو گروه خرمنی که فکر خود را از دست داده است

جملات نمونه

the cultist leader preached a message of doom and destruction.

رهبر طایفه‌گرایان یک پیامی از نابودی و تخریب را انتشار داد.

police investigated the suspected cultist activities in the abandoned warehouse.

پلیس فعالیت‌های مشکوک طایفه‌گرایان در انبار ترک شده را بررسی کرد.

he was a former cultist who escaped and exposed their secrets.

او یکی از سابقین طایفه‌گرایان بود که فرار کرد و رازهای آن‌ها را فاش کرد.

the cultist rituals were bizarre and unsettling to witness.

ریتوال‌های طایفه‌گرایان عجیب و نامطمئن بودند.

many young people are vulnerable to the influence of a charismatic cultist.

بیشتر جوانان به تأثیر یک طایفه‌گرای محبوب آسیب‌پذیر هستند.

the cultist group sought power through dark magic and manipulation.

گروه طایفه‌گرایان قدرت را از طریق جادوی تاریک و تحریف جستجو می‌کردند.

she warned her son about the dangers of joining a cultist organization.

او به پسرش در مورد خطرات شرکت در یک سازمان طایفه‌گرایی هشدار داد.

the journalist uncovered a network of cultist followers across the country.

گزارشگر یک شبکه از پیروان طایفه‌گرایی در سراسر کشور را کشف کرد.

the cultist’s unwavering loyalty to their leader was disturbing.

پایبندی بدون تردید طایفه‌گرای به رهبرش مخرب بود.

the authorities raided the cultist compound early this morning.

مقامات در صبح این روز به مقر طایفه‌گرایان حمله کردند.

the former cultist described the brainwashing techniques used by the group.

سابق طایفه‌گرایی فنون شستشوی مغزی که توسط گروه استفاده می‌شد را توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید