cumulating

[ایالات متحده]/ˈkjuːmjʊleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkjuːmjʊleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جمع آوری یا انباشت در طول زمان
vi. افزایش در مقدار یا میزان
adj. مربوط به یا ناشی از انباشت

عبارات و ترکیب‌ها

cumulating evidence

شواهد انباشته

cumulating data

داده‌های انباشته

cumulating results

نتایج انباشته

cumulating resources

منابع انباشته

cumulating knowledge

دانش انباشته

cumulating funds

بودجه انباشته

cumulating experience

تجربه انباشته

cumulating support

حمایت انباشته

cumulating skills

مهارت‌های انباشته

cumulating challenges

چالش‌های انباشته

جملات نمونه

the data is cumulating over time to show significant trends.

داده‌ها در طول زمان در حال تجمع هستند تا روند‌های مهمی را نشان دهند.

her knowledge is cumulating from various sources.

دانش او از منابع مختلف در حال تجمع است.

the benefits of exercise are cumulating over the years.

مزایای ورزش در طول سال‌ها در حال تجمع هستند.

his experience is cumulating in a variety of fields.

تجربه او در زمینه‌های مختلف در حال تجمع است.

the points are cumulating towards a reward.

امتیازات به سمت یک جایزه در حال تجمع هستند.

the challenges are cumulating, making it harder to succeed.

چالش‌ها در حال تجمع هستند و موفقیت را دشوارتر می‌کنند.

her achievements are cumulating into a remarkable career.

دستاوردهای او در حال تجمع به سمت یک شغل قابل توجه هستند.

the feedback from customers is cumulating to improve services.

بازخورد مشتریان در حال تجمع برای بهبود خدمات است.

the evidence is cumulating for a strong case.

شواهد برای یک مورد قوی در حال تجمع هستند.

his skills are cumulating through years of practice.

مهارت‌های او در طول سال‌ها تمرین در حال تجمع هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید