cupbearers

[ایالات متحده]/ˈkʌbˌbeə.rə/
[بریتانیا]/ˈkʌbˌber.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که نوشیدنی سرو می‌کند، به‌ویژه شراب

عبارات و ترکیب‌ها

royal cupbearer

جامدار سلطنتی

chief cupbearer

جامدار ارشد

cupbearer duties

وظایف جامدار

cupbearer role

نقش جامدار

cupbearer position

موقعیت جامدار

king's cupbearer

جامدار شاه

cupbearer service

خدمات جامداری

trusted cupbearer

جامدار مورد اعتماد

cupbearer tradition

آداب جامداری

cupbearer's task

وظیفه جامدار

جملات نمونه

the cupbearer served the king with great respect.

جام‌دار با احترام فراوان به شاه نوشید.

as a cupbearer, he was trusted with the royal wine.

به عنوان جام‌دار، او به نوشیدنی سلطنتی اعتماد شده بود.

the cupbearer's role was crucial during the banquet.

نقش جام‌دار در طول ضیافت بسیار مهم بود.

she dreamed of being a cupbearer in the palace.

او رویای جام‌دار شدن در قصر را داشت.

the cupbearer presented the drink with a bow.

جام‌دار نوشیدنی را با تعظیم ارائه کرد.

he was appointed as the cupbearer after years of service.

پس از سال‌ها خدمت، او به عنوان جام‌دار منصوب شد.

the cupbearer had to ensure the wine was of the finest quality.

جام‌دار باید اطمینان حاصل می‌کرد که شراب از بهترین کیفیت باشد.

during the feast, the cupbearer kept the guests entertained.

در طول جشن، جام‌دار مهمانان را سرگرم می‌کرد.

the cupbearer's duties included tasting the wine first.

وظایف جام‌دار شامل چشیدن شراب قبل از هر چیز بود.

the cupbearer whispered secrets to the queen.

جام‌دار رازهایی را برای ملکه زمزمه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید