cuppas

[ایالات متحده]/ˈkʌpəz/
[بریتانیا]/ˈkʌpəz/

ترجمه

n. یک فنجان چای (جمع cuppa)

عبارات و ترکیب‌ها

morning cuppas

چای‌های صبح

afternoon cuppas

چای‌های بعد از ظهر

hot cuppas

چای‌های داغ

tea cuppas

چای‌های چای

coffee cuppas

چای‌های قهوه

friendship cuppas

چای‌های دوستی

cozy cuppas

چای‌های دنج

evening cuppas

چای‌های عصر

shared cuppas

چای‌های به اشتراک گذاشته شده

favorite cuppas

چای‌های مورد علاقه

جملات نمونه

let's enjoy some cuppas while we chat.

بیایید در حالی که گپ میزنیم از چای لذت ببریم.

she always brews the best cuppas in town.

او همیشه بهترین چای ها را در شهر دم می کند.

after a long day, i love to relax with a few cuppas.

بعد از یک روز طولانی، دوست دارم با چند فنجان چای استراحت کنم.

they invited us over for cuppas and biscuits.

آنها ما را برای چای و بیسکویت دعوت کردند.

we should have some cuppas to warm up.

ما باید کمی چای بنوشیم تا گرم شویم.

my grandmother makes the most comforting cuppas.

مادربزرگم بهترین چای های آرامش بخش را درست می کند.

let's catch up over some cuppas this weekend.

بیایید این آخر هفته در کنار هم کمی چای بنوشیم و از احوال هم باخبر شویم.

he prefers his cuppas with a splash of milk.

او ترجیح می دهد چای خود را با کمی شیر بنوشد.

she always carries a thermos of cuppas on her hikes.

او همیشه یک ترمس چای را در پیاده روی های خود همراه دارد.

nothing beats a cozy evening with cuppas and a good book.

هیچ چیز به اندازه یک شب دنج با چای و یک کتاب خوب نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید