morning cuppas
چایهای صبح
afternoon cuppas
چایهای بعد از ظهر
hot cuppas
چایهای داغ
tea cuppas
چایهای چای
coffee cuppas
چایهای قهوه
friendship cuppas
چایهای دوستی
cozy cuppas
چایهای دنج
evening cuppas
چایهای عصر
shared cuppas
چایهای به اشتراک گذاشته شده
favorite cuppas
چایهای مورد علاقه
let's enjoy some cuppas while we chat.
بیایید در حالی که گپ میزنیم از چای لذت ببریم.
she always brews the best cuppas in town.
او همیشه بهترین چای ها را در شهر دم می کند.
after a long day, i love to relax with a few cuppas.
بعد از یک روز طولانی، دوست دارم با چند فنجان چای استراحت کنم.
they invited us over for cuppas and biscuits.
آنها ما را برای چای و بیسکویت دعوت کردند.
we should have some cuppas to warm up.
ما باید کمی چای بنوشیم تا گرم شویم.
my grandmother makes the most comforting cuppas.
مادربزرگم بهترین چای های آرامش بخش را درست می کند.
let's catch up over some cuppas this weekend.
بیایید این آخر هفته در کنار هم کمی چای بنوشیم و از احوال هم باخبر شویم.
he prefers his cuppas with a splash of milk.
او ترجیح می دهد چای خود را با کمی شیر بنوشد.
she always carries a thermos of cuppas on her hikes.
او همیشه یک ترمس چای را در پیاده روی های خود همراه دارد.
nothing beats a cozy evening with cuppas and a good book.
هیچ چیز به اندازه یک شب دنج با چای و یک کتاب خوب نیست.
morning cuppas
چایهای صبح
afternoon cuppas
چایهای بعد از ظهر
hot cuppas
چایهای داغ
tea cuppas
چایهای چای
coffee cuppas
چایهای قهوه
friendship cuppas
چایهای دوستی
cozy cuppas
چایهای دنج
evening cuppas
چایهای عصر
shared cuppas
چایهای به اشتراک گذاشته شده
favorite cuppas
چایهای مورد علاقه
let's enjoy some cuppas while we chat.
بیایید در حالی که گپ میزنیم از چای لذت ببریم.
she always brews the best cuppas in town.
او همیشه بهترین چای ها را در شهر دم می کند.
after a long day, i love to relax with a few cuppas.
بعد از یک روز طولانی، دوست دارم با چند فنجان چای استراحت کنم.
they invited us over for cuppas and biscuits.
آنها ما را برای چای و بیسکویت دعوت کردند.
we should have some cuppas to warm up.
ما باید کمی چای بنوشیم تا گرم شویم.
my grandmother makes the most comforting cuppas.
مادربزرگم بهترین چای های آرامش بخش را درست می کند.
let's catch up over some cuppas this weekend.
بیایید این آخر هفته در کنار هم کمی چای بنوشیم و از احوال هم باخبر شویم.
he prefers his cuppas with a splash of milk.
او ترجیح می دهد چای خود را با کمی شیر بنوشد.
she always carries a thermos of cuppas on her hikes.
او همیشه یک ترمس چای را در پیاده روی های خود همراه دارد.
nothing beats a cozy evening with cuppas and a good book.
هیچ چیز به اندازه یک شب دنج با چای و یک کتاب خوب نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید