a cur dog
یک سگ خبیث
a cur animal
یک حیوان خبیث
cur behavior
رفتار خبیث
cur appearance
ظاهر خبیث
cur remarks
اظهارات خبیث
cur personality
شخصیت خبیث
he was cured of the disease.
او از بیماری درمان شد.
The wound cures easily.
زخم به راحتی درمان می شود.
to swear by quinine for curing influenza
برای درمان آنفولانزا با داروی کوینین قسم خوردن
He is cured of rheumatism.
او از روماتیسم درمان شده است.
hams curing in the smokehouse.
هَمز در دیمان در دخمه دود.
Penicillin cured him of his pneumonia.
پنیسیلین او را از پنومونی درمان کرد.
some farmers cured their own bacon.
برخی از کشاورزان بیکن خود را درمان کردند.
herbal cures for everything from leprosy to rheumatism.
درمان های گیاهی برای همه چیز از جذام تا روماتیسم.
you are in a fair way to have cured yourself.
شما در حال انجام یک راه خوب برای درمان خود هستید.
A good sweat often cures a cold.
تعریق خوب اغلب سرماخوردگی را درمان می کند.
Objective To improve the effect of drug film on curing aphthae.
هدف: بهبود اثر فیلم دارویی بر درمان آفت.
To nail your gizzards to the mast,you poxy cur.
برای میخک کردن اندام های شما به دکل، شما سگ بدخیم.
The teacher cured him of bad habits.
معلم او را از عادت های بد درمان کرد.
He cured her by acupuncture.
او او را با طب سوزنی درمان کرد.
A mischievous cur must be tied short.
یک سگ بدجنس باید کوتاه بسته شود.
A suitable curing agent,4,4'-diaminodiphenyl methane(DDM) ,and the optimum curing conditions were selected as well.
یک عامل درمان مناسب، 4،4'-دی آمینودای فنیل متان (DDM) و شرایط درمان بهینه نیز انتخاب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید